Freitag, 1. Januar 2016

فیلم تکان دهنده از تجارت بردگان جنسی توسط داعش: از شمال عراق تا دفتری در ترکیه


عکس- زن کُرد آزاد شده در حال کندن حجاب اسارت اسلامی است.
عصر ایران - تجارت انسان ، یکی از منابع درآمدی داعش است. زنان، دختر و کودکان ، کالاهای این بازار از نظر داعش هستند. داعشی ها ، زنان و دختران ایزدی را به عنوان بردگان جنسی در بازار می فروشند و بین خود رد و بدل می کنند و کودکان پسر را به عنوان عوامل انتحاری آموزش می دهند و به کام مرگ می فرستند.
در این میان اما تجارت دیگری نیز شکل گرفته است: فروش زنان، دختران و کودکان به خانواده های خودشان. داعشی ها، با اخذ ارقام بالا، افراد به اسارت گرفته شده را به خانواده هایشان باز می گردانند. داعش تنها از این طریق میلیون ها دلار درآمد کسب کرده است.
در این فیلم تکان دهنده، یکی از افرادی که کارش خرید اسیران ایزدی و بازگرداندن آنها به خانواده هایشان است را خواهیم دید. او برای پیگیری کارهای آزادی زنان، دختران و کودکان،به دفتر داعشی ها در ترکیه می رود. این مستند را یک شبکه اروپایی تهیه کرده است.


Mittwoch, 11. November 2015

به یاد و خاطره ی دخت افغان «رخشانه» از ایالت غور که بدست مردسالاران مذهبی بمانند فرخنده، سنگسار شد


به یاد و خاطره ی دخت افغان «رخشانه» از ایالت غور
https://youtu.be/odQxRfPqxBY 





سحر آفرین ـ لاله آزادم
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم دردشت مكان دارم،هم فطرت آهويم
آبم نم باران است،فارغ زلب جويم تنگ است محيط آن جا،درباغ نمي رويم
من لاله ي آزادم،خودرويم وخود بويم
از خون رگ خويش است،گر رنگ به رخ دارم مشاطه نميخواهد،زيبايي رخسارم
بر ساقه ي خود ثابت،فارغ زمدد كارم ني در طلب يارم،ني در غم اغيارم
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم
هر صبح نسيم آيد،بر قَصد طواف من آهو برگان راچشم،از ديدن من روشن
سوزنده چرا غستم،در گوشه اين مامن پروانه بسي دارم،سرگشته به پيراهن
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم
از جلوه ي سبز و سرخ،طرح چمن ريزم گشته است خُتن صحرا،از بوي دلاويزم
خَم مي شوم از مستي،هرلحظه و مي خيزم سرتا به قدم نازم،پاتا به سر انگيزم
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم
جوش مي و مستي بين،در چهره ي گلگونم داغ است نشان عشق،در سينه ي پر خونم
آزاده و سرمستم،خوكرده به هامونم رانده ست جنون عشق،ازشهر به افسونم
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم
از سعي كسي منت برخود نپذيرم من قيد چمن و گلشن،برخويش نگيرم من
بر فطرت خود نازم،واراسته ضميرم من آزاده برون آيه،آزاده بميرم من
من لاله ي آزادم،خود رويم و خود بويم

Samstag, 7. November 2015

هکتیویست های "ناشناسان"هزاران اسم و آدرس نژادپرستان کوکلوس کلان را علنی کردند.



رزا: هکتیویست های "ناشناسان" هزاران اسم و آدرس نژادپرستان کوکلوس کلان را علنی کردند. جنگ ناشناسان علیه کوکلوس کلانها از ترور مایکل براوون در شهر فرگوسن امریکا که به دست پلیس امریکایی انجام گرفت و زمینه ی نژادپرستانه و علیه سیاهپوستان را داشت آغاز شد. پروژه ی علنی کردن اسامی نژادپرستان توسط هکتیویستهای "ناشناسان" پروژه ی هک کردن آکانتها نبوده و بیشتر تحقیق بیش از 11 ماه در شبکه های اجتماعی می باشد. اغلب اسامی قبلن بدلیل شعارها و عکسهای نژادپرستانه قبلن بعنوان راسیست تبلو شده بودند و اینک اعلام شده که این افراد حقیقتن عضو گروه مخوف کوکلوس کلان میباشند.
برای خواندن اسامی نژادپرستان کوکلوس کلان روی لینک زیر کلیک کنیم.
تویتر ناشناسان در پروژه ی علیه کوکلوس کلانها در لینک زیر

به یاد آر، به یاد آر ، 5 نوامبر را!
در روز 5 شنبه در یک اعتراض ضد کاپیتالیستی جهانی، هزاران نفر با ماسک «وی- انتقام»* خیابانها را اشغال کردند. چشمگیرترین اعتراضات در لندن بود و طبق گزارشها 50 نفر دستگیر شده و یک ماشین پلیس هم به آتش کشیده شد.

Freitag, 4. September 2015

...من رسیدم مامان


من موفق نشدم مامان
اما به برادرهام نگو
همینطور به پدر هم نگو.
بهشون بگو
من رسیدم، به آنجایی که پدربزرگ زیاد ازش تعریف میکرد.
جایی که تانکها مسئول پخش آب و گلوله ها از جنس آبنبات اند.
اینجا که هستم نان هم زیاد است
پول کم ندارم بپردازمش.
اینجا که هستم برای جهانی بهتر میجنگند.
بهشون بگو من در ... هستم
و
قایقم هم
غرق نشده...


ich habe es nicht geschafft mama

Mittwoch, 19. August 2015

رادیو ریزوم از س ک س با سیستم میگوید و خطر ایدزی شدن!



رزا: رادیو ریزوم از س ک س با سیستم میگوید و خطر ایدزی شدن!
رادیو ریزوم، دوازدهم | از مک‌دونالد و شیاطین دیگر
دانلود بی کیفیت! اینجا

رزا: در مورد برنامه ی دوازدهم ریزوم باید خواست که جای گوینده ی مرد "نق نقو" با زنی معترض عوض شود.
و همچنین توضیح این مورد هم مهم است، اینکه فاشیستهایی مانند خامنه ای هم با مک دونالد مخالفند و ترجیحشان "مش دونالد" است! در ضمن قرار نیست که پس از توافق/تفاهم هسته ای در ایران سرمایه گذاری شود! بیشتر قرار است که یک کشور 80 میلیونی، بازار بزرگ مصرف بُنجل های اروپا/امریکا شود و مالیات بر کالاهای خارجی بیشتر از پیش برداشته شود و منابع منطقه هم، چوب حراج بخورند/ ارزانتر شود.
بقولی: تانکها میروند و بانکها می آیند!
بمانند یونان!
اما آیا بانکها دریونان سرمایه گذاری صنعتی کردند؟ کارخانه زده و سازماندهی تولید کالا کردند؟ نه!  
بانکها بیشتر روی حرص خرید و مصرف جماعت "تحریم" شده ی ایرانی حساب باز کرده اند.
اشتها برای مک دونالد و بورگرکینگ و مرغ کنتاکی و....
قرار است گوشت هورمونی و ذرت ژنتیکی به خورد جماعت بدهند تا پروژه ی سیبزمینی کردن انسان، گلوبال و جهانی پیش برود!
و اینگونه است که کارگران این رستورانهای زنجیره ای، اصولن از فقدان ژن اعتراض و اعتصاب صنفی در رنجند!
و خود حتی هر روز هامبرگر می رینند!
سخن کوتاه! فرق مخالفت فاشیستی با مکدونالد با انتقاد "چپ رادیو ریزومی" با هرگونه مش/مک دونالد شفاف نبوده و بر پایه ی تحلیل طبقاتی مارکسی تنها بی دستمزدی/کم دستمزدی کارگران مش/مکدونالد سوژه ی اصلی اعتراض ریزومی رادیو است! همچنین نداشتن اتحادیه و سندیکای کارگری و غیره دلیل جذابیت ایران برای ورود گله ای بازرگانان آلمانی/فرانسوی...و هجوم سیاستمداران معامله چاق کُن اروپا/امریکایی اعلام شد. همچنین اعلام شد که سیستم سرمایه میداند که کارگران بی سازمان و سرکوب شده، بسیار ارزانند.(بمانند افغانستانی های در ایران.)
اما در زمانه ای که نیم بیشتراز جمعیت جوان کشور، بیکارند و این بیکار بودن در جامعه ی ما بسیار منفی ارزشگذاری میشود، مسلمن در برابر رسانه های مسلط،  سیستم که وعده ی کار/ استخدام و اینترنت آزاد مکدونالدی هم میدهند، رادیو ریزوم با استدلالات ضعیف و ادعای دفاع از "طبقه ی کارگر" با این موضع دفاعی، صدایی ضعیف و نق نقو خواهد ماند!
رادیو ریزوم نیز در واقع (غیر مستقیم) بشارت خروج از بیکاری را در آستانه ی ورود سرمایه داران خارجی به ایران داده و تنها از دستمزد پایین و بی تشکلی طبقه ی کارگر ایران شاکی است.
باید دید که ورود بانکها به یونان در طی این یک دهه ی اخیرآیا در بیکاری/اشتغال این کشور تاثیری گذاشته؟
نه!
گویا دوستان هنوز هم توهمی در سیاستهای سرمایه ی مالی داشته و فکر میکنند هدف ورود دلالان"خرید ارزان نیروی کار" است. اما در واقع سرمایه مالی روی "شکم" ها زوم کرده، نه دستان پینه بسته ی کار! اشتهای مصرف را بالا میبرد تا نهایت فروش را اعلام کند. آنها می آیند برای بازار فروش بُنجلهایشان و قرض و وام دادن با هدف فروش.... نه برای تولید ارزان مرسدس بنز!. حداکثرش در این زمانه ی بحران، کار منحصر به مونتاژ کالایی است که در بازارخود کشور فروش رود...
باری
تریبون ها را برای بی صدایان آزاد کنید، برای اعتراضی جانانه.
بجای چُسناله ازجمعه های خونین
بجای کمی راک، کمی رپ، کمی  سکس و جنایت و نوحه...
اعلام "جشن اشغال"!  اعلام آنارشی!
بگذاریم بیایند برای پر کردن جیبهایشان!
گورکنان دستمزد بالاتر نمیخواهند!
آنان سرمایه داری را مجانی به خاک میسپارند!
پس
مرگ بر کار!
زنده باد آنارشی و جمعه های شاد!
Anarchy in Greece! / A revolutionary message from Greece 
we are here !
Noam Chomsky (2013) "Pedagogy of the Oppressed"
45th anniversary of the publication of Paolo Freire's "Pedagogy of the Oppressed"


کابل/ خواننده:شکیب مصدق،ترانه و کمپوز:مسعود حسن زاده،تنظیم موسیقی؛صدیق احمد،میکس و ماستر:افشین آوا
از همه رفقایی که در رسانه های صوتی و تصویری کار میکنند یا ارتباطات دارند خواهش میکنم تا این آهنگ را به دست رسانه ها برسانند تا حد اقل کسانی که در فیسبوک نیستند هم بتوانند ببینند و بشنوند.
لینک دانلود با کیفیت اصلی برای تلویزیون ها:
لینک یوتیوب:
Bella Ciao
مورچه‌ها

  ما تسلیم نمیشویم! We don’t give up

« ما تسلیم نمی‌شویم!»
 از سروده‌های گروه موسیقی فرانسوی به نام (HK et Les Saltimbanks)‌ است که به سرود زحمتکشان فرانسه بدل شده و در گردهمایی های اعتراضی شان آنرا یکصدا سرداده کاخ های ستم را به لرزه درمی‌آورند. 
من این کلپ را با زیرنویس فارسی تقدیم خوانندگان سایت «حزب همبستگی افغانستان» می‌نمایم.

Donnerstag, 18. Juni 2015

انقلاب در روژئاوا / مردیث مکس

مردیث مکس در یادداشت پیش رو با برشمردن وضعیت مقاومت کوبانی از عدم توجه و اقبال کافی به مقاومت در روژئاوا می‌گوید. میدان پیش تر با انتشار دو یادداشت «حیات فکری اوجالان» و «از اوجالان تا بوکچین یا قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟» به قلم بهرنگ صدیقی به این موضوع پرداخته است.

 از آگوست گذشته، زمانی‌که برای نخستین‌بار درباره‌ی جنگ علیه دولت اسلامی عراق و شام در کوبانی شنیدم، در تعجب بودم که چرا در آمریکا تعداد کمی از مردم درباره‌ی کانتون‌های روژئاوا صحبت می‌کنند.[۱] تصور کنید، این می‌تواند خبر بزرگی باشد که در خاورمیانه یک منطقه آزاد وجود دارد که توسط نیروهای قدرتمند سوسیال فمینیست اداره می‌شود، جایی‌که مردم تصمیمات‌شان را از طریق شوراهای محلی می‌گیرند و زنان ۴۰ درصد از پست‌های رهبری در تمام سطوح را به عهده دارند. تصور کنید، این حتی می‌تواند خبر بزرگتری باشد که جنگ‌جویان غیرنظامی آن‌ها قدرت لازم برای شکست دادن نیروی اسلامی را دارند، تصور کنید، تجزیه و تحلیل آن‌چه که این پیروزی را ممکن ساخت می‌تواند همه مطبوعات جناح چپ را در برگیرد.

اما بسیاری از چپ‌های آمریکا هنوز داستان کانتون‌های روژئاوا یعنی عفرین، جزیره و کوبانی، در شمال سوریه یا غرب کردستان را نشنیده‌اند. روژئاوا، معادل کُردی غرب، شامل سه استان در قلمرو تحت حاکمیت داعش است که بر روی هم منطقه‌ای را می‌سازند که اندکی از ایالت کِنتیکِت کوچک‌تر است. در اواسط ۲۰۱۲ نیروهای رژیم اسد عقب‌نشینی وسیعی را از منطقه انجام دادند و نبرد برای شبه‌نظامیان کُرد به جای ماند، شبه‌نظامیان یگان‌های مدافع خلق (YPG) و یگان‌های مدافع زنان (YPJ) که جنگ‌جویان زن خودمختار هستند. این شبه‌نظامیان‌‌ همان نیروهای پیشمرگ عراقی نیستند، اما مطبوعات آمریکایی از همین نام برای هر دو گروه استفاده می‌کنند. ی.پ.گ و ی.پ.ژ در سه سال اخیر روی شکست دادن جهادی‌ها تمرکز داشته‌اند، اما هم‌زمان نیز به ویژه در شهر حسکه (Hasakah) و اطراف آن با رژیم اسد جنگیده‌اند. در۲۷ ژانویه ۲۰۱۵ آن‌ها با شکست‌دادن داعش در کوبانی به پیروزی عظیمی دست یافتند و هم‌چنین توانستند شهرهای استراتژیک تل حمیس و تل تمر را در کناره‌های کانتون جزیره تصرف کنند، اما در اواخر آوریل خود را برای حملات مجدد داعش در منطقه آماده کردند. در حالی‌که برای مخالفان سوریه تلخ است که YPG و YPJ همه‌ی انرژی خود را صرف جنگ با اسد نمی‌کنند، چپ‌های سراسر جهان بایستی به تماشای تلاش‌های قابل توجه کُردهای سوریه و متحدان‌شان در خلق منطقه‌ای آزاد بنشینند، جایی‌که می‌توانند ایده‌های‌شان را درباره‌ی سوسیالیسم، دموکراسی، زنان و ایدئولوژی در عمل توسعه بخشند. آن‌ها از سال ۲۰۰۳ روی این ایده کار کرده‌اند، زمانی‌که PYD (حزب اتحاد دموکراتیک) توسط پ.ک.ک، حزبِ کُرد غیرقانونیِ ترکیه، بنا شد. در ژانویه ۲۰۱۴ آن‌ها در هر کانتون یک سیستم حکومتی از پایین به بالا را درست کردند. سیستمی که از طریق شوراهای محلی تصمیمات سیاسی را اتخاذ می‌کند و خدمات اجتماعی و مسائل حقوقی توسط جامعه شهروندی محلی و با ساختاری زیر چتر جنبش اجتماعی دموکراتیک (TEV-DEM) اداره می‌شوند. جنبش اجتماعیِ دموکراتیک شامل مردمانی از همه‌ی گروه‌های اعتقادی در کانتون‌هاست که هرکدام توسط بیش‌تر از یک حزب سیاسی نمایندگی می‌شوند، اما بیش‌تر این رهبری دموکراتیک از PYD نشات می‌گیرد. پیرو عقیده‌ی ژانت بیل، که بخشی از نمایندگی آکادمیک کانتون جزیره را در دسامبر ۲۰۱۴ برعهده داشت، کمونِ بخش ستونِ کل ساختار است. هر کمون ۳۰۰ عضو و دو رئیس اشتراکی منتخب دارد، یک مرد و یک زن. هر هجده کمون تشکیل یک بخش را می‌دهند و ریاست اشتراکی همه‌ی آن‌ها در شوراهای مردمی بخش انجام می‌شود که اعضای آن نیز منتخب مردم‌اند. شوراهای مردمی بخش، در مورد مسائل مدیریتی و اقتصادی مانند جمع‌کردن زباله، توزیع سیستم گرمایشی، مالکیت زمین و همکاری شرکت‌ها تصمیم گیری می‌کنند. حداقل ۴۰درصد کمون‌ها و شورا‌ها را زنان تشکیل می‌دهند، PYD در راستای ایجاد انقلاب در روابط جنسیتی سنتی، بدنه‌های موازی از زنان خودمختار را در همه‌ی سطوح ایجاد کرد. این سیاست‌ها در مورد مسائل و نگرانی‌های ویژه زنان مانند ازدواج‌های اجباری، قتل‌های ناموسی، چند همسری، خشونت‌های جنسی و تبعیض، مشخص‌اند. چون خشونت‌های خانگی از مشکلات دائمی به شمار می‌روند PYD برای حمایت از زنان سیستم‌های پناهگاهی را تنظیم کرده است، اگر این‌جا نگرانی در مورد مسائل زنان رخ دهد زنان شورا‌ها این توانایی را دارند تا بر شوراهای مختلط مسلط شوند. به طور خلاصه باید گفت که این انقلاب روژئاوا بود که رؤیای بهار عربی را به انجام رساند و اگر این ایده‌ها می‌توانند پایدار باشند و بر داعش، ناسیونالیسم کُردی و خشونت‌هایی که بیرون از کانتون‌ها وجود دارند غلبه کنند، پس این روژئاواست که می‌تواند فرصت‌های موجود در کل منطقه را تحت‌تاثیر قرار دهد. با این شرایط چرا روژئاوا حمایت‌های بین‌المللی بیشتری دریافت نمی‌کند؟

برای خواندن مقاله در منبع روی اینجا کلیک کنیم
ادامه ی خواندن در همین بلاگ روی اینجا کلیک کنیم.