Donnerstag, 5. März 2020

عرضه و تقاضا در اقتصاد آنارشیستی – برگردان: امیرحسین خدادادی

آنارشیست‌ها «عرضه و تقاضا» را نادیده نمی‌گیرند. در عوض، آن‌ها محدودیت‌های نسخه‌ی سرمایه‌داری از این امر بدیهی را تشخیص داده و متذکر می‌شوند که سرمایه‌داری مبتنی بر تقاضای مؤثر است که هیچ پایه و اساسی ضروری با استفاده مؤثر از منابع ندارد. آنارشیست‌های اجتماعی، به‌جای بازار از دستگاهی مبتنی بر پیوند افقی بین تولیدکنندگان جانب‌داری می‌کنند.
 منبع: نقد اقتصاد سیاسی
 نسخه‌ی پی دی اف: anarchist economy

آنارشیست‌ها واقعیت‌های زندگی را نادیده نمی‌گیرند؛ واقعیت‌هایی از این دست که در یک لحظه‌ی خاص از زمان، فراوانی یک کالای خاص زیاد است و تمایل زیادی برای مصرف و یا استفاده از آن وجود دارد. در ضمن انکار هم نمی‌کنیم که افراد مختلف، منافع و سلیقه‌های مختلفی دارند. بااین‌حال، منظور از «عرضه و تقاضا» معمولاً این نیست. اغلب در مباحثات اقتصادی عمومی، به این فرمول، کیفیت اسطوره‌ای خاصی داده می‌شود که واقعیت‌های بنیادی‌اش و همچنین برخی از پیامدهای ناسازگار نظریه را نادیده می‌گیرد. حداقل این‌که، در یک جامعه‌ی نابرابر، «قانون عرضه و تقاضا»، کارآترین ابزار توزیع نیست؛ زیرا تصمیمات به نفع اغنیا گرفته می‌شود.
از لحاظ تخصیص منابع کمیاب تا جایی که به عرضه و تقاضا مربوط می‌شود؛ آنارشیست‌ها به‌خوبی از ضرورت تولید و توزیع کالاهای ضروری برای کسانی که به آن‌ها نیاز دارند، آگاه هستند. اما سؤال این است که در یک جامعه‌ی آنارشیستی چه‌گونه متوجه می‌شوید که نیروی کار و مواد ارزشمند به هدر نمی‌روند؟ قضاوت در مورد مناسب‌ترین ابزار، چه‌گونه انجام می‌شود؟ اگر همه‌ی مواد مشخصات فنی را دارند، افراد چه‌گونه از میان مواد مختلف، انتخاب خود را انجام می‌دهند؟ اهمیت برخی از کالاها نسبت به سایر کالاها چه‌گونه است؟ مثلاً سلفون در مقایسه با کیسه‌های جاروبرقی چه‌قدر اهمیت دارد و به‌این‌ترتیب، کدام‌یک باید تولید شود؟
طرفداران بازار ادعا می‌کنند که سیستم آن‌ها به چنین سؤالاتی پاسخ می‌دهد. از نظر فردگرایان و آنارشیست‌های «همکاری متقابل»، بازار غیرسرمایه‌داری، چنین اطلاعاتی را نشان می‌دهد. اطلاعات مذکور، بین قیمت بازار و قیمت تمام‌شده،[۱] تفاوت قائل می‌شود. افراد و تعاونی‌ها بر اساس این اطلاعات، واکنش نشان خواهند داد. پاسخ کمونیست‌ها و آنارشیست‌های جمع‌گرا که حتی بازارهای غیرسرمایه‌داری را رد می‌کنند، ساده‌تر است. این آنارشیست‌ها معتقدند که گرچه بازار به چنین پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد؛ اما این کار را با روش‌های غیرمنطقی و غیرانسانی انجام می‌دهد (درحالی‌که این موضوع به‌ویژه در مورد سرمایه‌داری درست است، نمی‌توان فرض کرد که در بازار پساسرمایه‌داری وجود نخواهد داشت). سؤال این است که: آیا جمع‌گرایان و آنارشیست‌های کمونیست می‌توانند به چنین سؤالاتی پاسخ بدهند؟ بله آن‌ها پاسخ می‌دهند.
 ادامه در همین بلاگ اینجا

مقاله‌ی بالا ترجمه‌ی بخشی از رساله‌ی زیر است:
https://anarchism.pageabode.com/afaq/secI4.html


Freitag, 28. Februar 2020

بررسی عوامل مؤثر بر خیزش زنان کُرد در شمال سوریه(روژآوا)- چنور مکی

ملاحظه: این نوشته چکیده پژوهشی فراگیر پیرامون زمینه‌های رشد و ظهور جنبش و انقلاب زنان روژآوا است که سال ۲۰۱۹ به عنوان رساله کارشناسی ارشد در رشته مطالعات اجتماعی جنسیت دانشگاه لوند سوئد دفاع شده است.
مقدمه
از سال ۲۰۱۲، یک سال بعد از شروع جنگ داخلی در سوریه، " روژآوا" یا سیستم دموکراتیک کنفدرالی شمال سوریه اعلام موجودیت کرد. بیشتر ساکنین "روژآوا" کُرد هستند. اگرچه اتنیک‌های دیگری از جمله عرب‌ها، ترکمن‌ها، سیریانی‌ها، چچن‌ها و همچنین اقلیت‌های مذهبی از جمله ارمنی‌ها در این منطقه زندگی می‌کنند(1). 
از زمان تاسیس سیستم خودمدیریتی در شمال سوریه، زنان مبارز کُرد در شمال سوریه سهم به سزایی در مبارزه علیه داعش (دولت اسلامی عراق و شام) داشتند. یکی از مراحل مهم جنگ در شمال سوریه، جنگ کوبانی بود که از سپتامبر ۲۰۱۴ تا مارس ۲۰۱۵ طول کشید. نقشی که زنان مبارز کُرد در مبارزه با نیروهای داعش ایفا کردند بسیار چشمگیر بود. در نبرد کوبانی، نزدیک به ۸۰٪ از تمامی مبارزان که علیه نیروهای داعش می‌جنگیدند، گریلاهای ی.پ.ژ بودند(2). علاوه بر این، زنان کُرد نقش مهمی در پروسه دموکراتیزه شدن در شمال سوریه ایفا کردند. زنان در موقعیت رهبری بسیاری از سازمان‌ها حضور داشتند. همچنین زنان در بسیاری از بخش‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی در سیستم خود مدیریتی حاضر بوده‌اند (3).
مجموعه حوادث سیاسی و اجتماعی بعد از سال ۲۰۱۱ در شمال سوریه، از جمله تاسیس سیستم دموکراتیک کنفدرالیسم، از سوی کُردها و بسیاری از رسانه‌ها و نظریه‌پردازان مختلف، "انقلاب روژآوا" نامیده شد. در بستر اجتماعی خاورمیانه، جایی که زنان از بسیاری از حقوق اجتماعی خود محروم هستند و در سیاست و مبارزات اجتماعی نادیده گرفته شده‌اند، حضور بالای زنان کُرد در مبارزات شمال سوریه، نقطه عطفی در مبارزات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه است. تبیین اجتماعی مکانیسم‌هایی که در بسترهای اجتماعی متفاوت، منجر به خیزش‌های اجتماعی و سازماندهی افراد در راستای جنبش‌های سیاسی و  اجتماعی می‌شود، بسیار حائز اهمیت است.
در این مقاله به منظور درک جامع از خیزش زنان کُرد در شمال سوریه، عوامل مختلف مؤثر مورد بررسی قرار گرفتند. در این تحقیق، آن جایی که به تحلیل شخصی من مربوط است به دو دلیل ترجیح داده‌ام که از واژه "شمال سوریه" به جای "روژآوا" استفاده کنم. دلیل اول این است که "روژآوا" به معنی غرب کردستان به کار میرود و در نتیجه نمیتواند مناطق دیگری از سوریه را که سیستم خودمدیریتی در آن اجرا شده است، دربربگیرد. دلیل دوم این است که شمال سوریه تنها محل سکونت کُردها نیست. بلکه اقلیت‌های دیگری مانند عرب‌ها، ترکمن‌ها، سیریانی‌ها و… در شمال سوریه سکونت دارند.
پرسش اصلی که این تحقیق به آن می‌پردازد این است که چه عواملی باعث خیزش زنان کُرد در شمال سوریه شده‌ است؟  

برای خواندن در منبع روی اینجا کلیک کنیم.
برای خواندن در همین بلاگ اینجا

مرتبط:
مانیفست تمدن دموکراتیک(مسائل گذار از مدرنیته سرمایه‌داری و مدرنیته‌ دموکراتیک) نسخه گردآوری و ویرایش شده‌ی، دفاعیات  پنج جلدی عبدالله اوجالان است.
«مرکز نشر آثار و اندیشه‌های عبدالله اوجلان» برای سهولت در دسترسی و مطالعه‌ی منسجم‌تر مخاطبان عزیز، تصمیم برآن گرفت که هر یک از دفاعیات پنج‌گانه‌ و مستقل را گردآوری و ویراش دوباره نماید و در قالب دوره‌ی کامل پنج جلدی تحت عنوان «مانیفست تمدن دموکراتیک» به مخاطبان ارائه نماید.
کتاب حاضر ویرایش و چاپ سوم:
کتاب اول- تمدن عصر خدایان نقابدار و شاهان پوشیده
کتاب دوم- تمدن کاپیتالیستی، عصر خدایان بی نقاب و شاهان عریا ن
کتاب سوم- آزمونی در باب جامعه شناسی آزادی
کتاب چهارم- بحران تمدن در خاورمیانه و رهیافت تمدن دموكراتیك
کتاب پنجم- مسئله ی کورد و رهیافت ملت دموکراتیک
است.
برای دریافت دوره‌ی کامل پنج جلدی مانیفست تمدن دموکراتیک لطفا کلیک نمایید.

Samstag, 11. Januar 2020

خیزش های سرنگونی و جنگ محدود و کنترل شده امریکا با رژیم- مسلم منصوری

 تا قبل از خیزش دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ کارشناسان  حکومت اسلامی و رسانه های دولت های غربی از رژیم ایران یک قدرت منطقه ای و هیبت امنیتی ساخته بودند و ایران را با ثبات ترین کشور خاورمیانه معرفی می کردند. همزمان با این تبلیغات عمق مبارزات اجتماعی را در حد جناح بندی حکومتی و اعتراضات صنفی نشان می دادند. اما خیزش دی و آبان ماه این معادله را نقش بر آب کرد و کار اربابان جهانی را در پیش برد طرح خاورمیانه بزرگ بدست حکومت ایران سخت کرد. حکومت اسلامی را وادار کرد تمام ماسک ها و بزک ها و جناح بازی ومیانه رو بازی هایش را کنار بگذارد و چهره واقعی خودش را بار دیگر نشان دهد. قیام مردم ایران و عراق و لبنان هیبت امنیتی و ایدئولوژیکی حکومت ایران و هلال شیعی از تهران تا دمشق را درهم شکست.  پایه های حکومت را چنان لرزاند و هیبت امنیتی و ایدئولوژیکی اش را چنان بر سرش آوار کرد که این حکومت دیگر حکومت قبل از این خیزش ها نیست.
 وحشت رژیم از انفجار جامعه در قدم بعدی وادارش کرد که جرقه قیام آبان را با گران کردن بنزین خودش بزند تا با آماده بودن از قبل بتواند پتانسیل اعتراضی در جامعه را قتل عام کند و به حساب خودش جامعه را از نیروی اعتراضی هرس کرده و با کشتار و دستگیری گسترده و ربودن و ناپدید سازی قیام کنندگان، انفجار اجتماعی را یک دوره عقب بیاندازد. با اینکه این قتل عام و بگیر و ببند های  وسیع و گسترده از پیش طراحی شده بود، ولی دیدیم بعد از خیزش آبان ماه چنان هراس و آشفتگی ای بر پیکر رژیم افتاد که سران رژیم نمی توانستند وحشت خود را از انفجار جامعه در قدم بعدی پنهان کنند.
روزی نبود که کارشناسان رژیم از جاری شدن سیل خشم و نفرت  ۲۶ میلیون حاشیه نشین و زاغه نشین و مردم  جان به لب آمده و عاصی شده هشدار ندهند.
در چنین شرایطی که همه با نگاهی ناباور به  کشتار مردم به دست رژیم خیره شده و خشم و کینه علیه رژیم همه جا را فراگرفته، در شرایطی که مردم عراق علیه سلطه حکومت ایران قیام کرده اند، صاحبان جهانی سازی در امریکا و اروپا تلاش می کنند با کشته شدن قاسم سلیمانی توسط تیم ترامپ  ورق را بنفع رژیم برگردانده و توجه ها را به کشته شدن قاسم سلیمانی جلب کنند.
این امکان را به رژیم می دهند که بطور موقت هم که شده در مقابل خشم مردم ایران و منطقه راه فرار پیدا کند و بر کشتار مردم سرپوش بگذارد و زیر چتر فضای جنگ محدود و کنترل شده، ناپدید سازی ها و کشتار و بگیر و ببندهایش را تکمیل کند.

 ادامه اینجا