Dienstag, 23. April 2019

جشنواره ی تابستانی سه روزه ی زنان- برلین/آلمان

جشنواره ی تابستانی سه روزه ی زنان
ساختمانِ پُلها- از 26 تا 29 ژوئیه 2019
Building Bridges Festival 26.-29.07.2019

گروهِ زنانِ در غربت و حامیانِ آنها قرار است که در کمپِ سه روزه با عنوانِ "کمپِ تابستانی" در شهر برلین گردِ هم آیند. این گردهم آیی مخصوصِ زنانِ پناهجو طرح ریزی شده است. (هم بعنوانِ تک نفره و هم بعنوانِ گروههای زنانِ پناهجو و حامیانِ آنان که به طریقه ای با مسائل زنانِ پناهجو درگیرند و یا در جهتِ کمک به آنان فعالیت می کنند).
این گردهم آیی در جهتِ تبادلِ افکار میانِ زنانِ پناهجو برگزار می شود و در جهتِ گفتگو میانِ زنانی می باشد که در زندگی روزمره ایزوله و تنها گذاشته شده و تحتِ مصائب سکسیستی و تبعیضِ جنسیتی و همچنین تبعیضِ نژادپرستانه می باشند. هدفِ  گردهم آیی گفتگو و ایجادِ کمکِ متقابل و همبستگی متقابل و از میان برداشتنِ مرزهای میان مان می باشد.
هدف ما گردهم آوردنِ زنانِ پناهجویی هست که در اکسیونهای ایالتی و سراسری از تاریخ 2014 با یکدیگر همکاری را آغاز کرده اند مثلِ گروههای زیر:
پناهجویانِ زن ساکنِ برلین-براندنبورگ، گروهِ "صدای زنان" از شهر مگدبورگ، گروه "اف-ال-ای-تی- اتحادِ افریقا" از شهر مونیخ، گروه پناهندگانِ زن در شهر گوتینگن، گروه "نینا" از شهر هامبورگ، فعالینِ شهر نورنبورگ و شهر کیل و شهر مِکلِنبورگ-فورپومرن و تمامی زنانِ پناهجوی دیگری که ما در این سالهای فعالیت با آنان آشنا شده ایم و برای حقوقِ زنانِ پناهجو فعالیت می کنند. ما در کارگروههایی که تشکیل می دهیم، قصد داریم که مباحثِ کنفرانس "مرزها را از میان برداریم"  در سال 2017 را، دنبال کرده و با گفتگوهای بیشتر، امسال (2019) به آنها عمیق تر بپردازیم. مباحثی حولِ قانون جدیدِ پناهندگی، که گرفتنِ اقامتِ پناهندگی را سختتر کرده است و یا مبحثِ همبستگی فمینیستی و همچنین بحث درباره ی خودسازمان یابی و سلامت.

همبستگی فمینیستی (زنانه): تا چه درجه ای سازمان و گروه ها و ساختارهای سیاسیِ موجود  برای طرحِ مشکلاتِ پناهجویانِ زن آزاد بوده و به آنها می پردازند؟

"آیا میتوان از مبارزاتِ فمینیستیِ زنان در گذشته، برایِ مرحله ی کنونیِ جنبش، آموخت؟" چرا که این سوال همواره در بحث و جدلِ کنونی و در میانِ فعالین با  عنوان " جَدَلِ همبستگیِ فمنیستی" مطرح می شود. قرن ها زنان علیه نژادپرستی و تبعیضِ جنسیتی مبارزه کرده اند. امروزه نیز زنان خود را برای همین اهداف، سازماندهی می کنند. سازمانهای گوناگون به تبعیضاتِ گوناگونِ اجتماعی اشاره داشته و علیه این تبعیض ها و به حاشیه کشیده شدن ها، برخاسته اند. به همین دلیل مهم است که ما مبارزات دیگران را نیز، مبارزه ی خود دانسته و بتوانیم که میانِ خود، شبکه ای از همبستگی ایجاد کنیم.

ادامه ی مطلب اینجا را کلیک کنیم.

Donnerstag, 27. Dezember 2018

رژاوا- کُرد ها و منطقه ی خودمختار سوریه اندکی قبل از حمله ی ارتش ناتو/ترکیه! شروع سال 2019

چند فیلم جدید از مناطق خود مختار- همراه با پیامی به جلیقه زردها در فرانسه و جهان


پیام کمون انترناسیونالیست روژآوا به جلیقه زردها

«خُرده نان کافی نیست، نوع بشر تمام خرمن را، بی‌استثمار شونده و کننده، می‌خواهد.» لوئیز میشل

ما از کمون انترناسیونالیست روژآوا، در کردستان غربی، شمال سوریه، پیامی برای شما جلیقه زردها داریم که تظاهرات می‌کنید، پشت سنگرهای خیابانی هستید، دبیرستان و دانشگاه را اشغال نمودید، دست به اعتصاب می‌زنید و خودسازماندهی پیشه کرده‌اید.

فرانسه دارای تاریخی دراز از مقاومت و خیزش است و به انقلاب 1789 و جنبش مه 1968 خلاصه نمی‌شود. شورش‌های دهقانان در قرون وسطی، همه مقاومت‌های محلی و منطقه‌ای، جنبش‌های استقلال‌طلب از استعمار دولتی، جنبش‌های کارگری و مبارزات زحمتکشان مهاجر، محلات فقیرنشین و هزاران سال مبارزه زنان علیه مردسالاری اجزاء این تاریخ هستند.
کمون پاریس 1871 نشان داد که مردم می‌توانند قدرت را خود به دست بگیرند و الهام‌بخش سترگ همه انقلابیان جهان است.
ما فراخوان جلیقه زردهای کمرسی (Commercy) را منعکس کردیم، زیرا بر این باوریم که جنبش «می‌تواند به رویداد عظیمی فراروید که فقط تقویت قدرت خرید نیست» بلکه «قدرت به مردم، با مردم و برای مردم» است.
آن چه اکنون در روژآوا تجربه می‌شود خودسازماندهی خلق‌های متفاوت در مجامع آزاد و بدون نهادی به نام دولت – ملّت و در چارچوب کنفدرالیسم دمکراتیک است.
البته بازسازماندهی یک جامعه بدون دولت، تلاش آسانی نیست. این مهم به زمان، نیرو و آموزش نیازمند است و همین ما را پر از شادی می‌کند.
باید راه زندگی آزاد را در جامعه فرابگیریم. هزاران نفری که در فلکه‌ها، جاده‌ها، خیابان‌ها و دبیرستان‌ها گردهم آمدند، لحظات مهم و تأثیرگذار را فراموش نخواهند کرد. کودکان از آن سخن خواهند گفت. چرا؟ برای این که مردم دوباره جامعه را درمی‌یابند و می‌فهمند که زندگی با هم چیست.
بیش از همیشه ضروری‌ست افسانه دولت – ملّت و به اصطلاح یگانگی جمهوری‌خواهانه برای زندگی در جامعه آزاد و اشتراکی درهم شکسته شود. باید مرزها را برانداخت تا بتوانیم هویت‌های پرشمار و مهاجرمان را اعلام کنیم و فرهنگ‌ها و زبان‌های «منطقه‌ای‌شده» را زندگی کنیم.
زنان باید بتوانند آن چه را از آنان ربوده شده بازپس گیرند، صدایشان را برسانند و در تمام عرصه‌های جامعه جای داشته باشند.
ما همچنین خواستار ساختن یک نظم اقتصادی سوسیالیستی دیگر هستیم که مردم کنترل و اداره کنند. این اقتصاد بر پایه تولید تعاونی، خودگردان و بوم‌شناسانه خواهد بود، اقتصادی که از استثمار انسان و طبیعت مبرّا خواهد بود.
جوانان با روحیه‌ی قوی مقاومتی که دارند نیروهای پیش‌برنده جنبشی هستند که هیچ سازشی را نخواهد پذیرفت.
همگان دریافتند که افزایش دستمزد حداقل (SMIC) یا بهبود قدرت خرید به معنای «پیروزی» جنبش نیست. پیروزی، گذار از مرحله‌ی مطالباتی به مرحله‌ی ساختن نظم خودحکومتی با تکیه به ساختارهای آلترناتیو موجود است. پیروزی تقابل با تضادها، تجربه، اشتباه و دوباره آزمودن است. پیروزی یعنی هرگز امیدمان را از دست ندهیم و بدانیم که ما می‌توانیم خود را از دولت و دستگاه سرکوب کنونی رها و آزاد زندگی کنیم.
همبستگی با جلیقه زردها و همه زنان و مردانی که در فرانسه و همه جای جهان مقاومت می‌کنند.
سرنگون‌باد فاشیسم تُرک
ما خیزش مردم فرانسه را از یک ماه پیش به دقّت دنبال می‌کنیم. ما هم از عزم معترضان و هم از سطح سرکوب پلیس و دولت درشگفتیم. ما با زنان و مردان سرکوب‌شده ابراز همبستگی می‌کنیم. در حالی که ما در این جا منتظریم تا دولت ترکیه جنگ دیگری راه اندازد، برای شما آرزوی استقامت می‌کنیم و امیدواریم مقاومت مردمی‌اتان منجر به نتایج خوبی شود.
ترجمه: نادر تیف
5 دی 1397 – 26 دسامبر 2018

پیوند به متن اصلی همراه با فیلم خوانش پیام: https://urlz.fr/8wdU


In Solidarity with the gilet jaunes - Declaration from the Internationalist Commune of Rojava




Syrien: Rojava stellt Frauen gleich | ARTE Reportage
  Mein Kurdistan ❤
 فیلم بالا نیم ساعته-به زبان آلمانی2018

Rojava, la révolution par les femmes _ ARTE Tv - 2018
فیلم بالا نیم ساعته-به زبان فرانسه 2018

فیلم زیر یک ساعته-مال دو سال پیش است2016 و به زبان فرانسه- زیر نویس انگلیسی
"Kurdistan: Women At War" Arte tv
German-French TV channel ARTE has produced a documentary titled 'Kurdistan: Girls at War.' Directed by Mylene Sauloy, the documentary looks at the military and ideological struggle waged by Kurdish women in Rojava, Shengal and Qandil as well as the history of the women's movement beginning with the PKK. The documentary is described the channel as follows: From Paris to Sinjar, Kurdish women are taking arms against Daesh (Islamic State) and defending their people. A group of women who refuse to be victims or stand by whilst other women are victimised

فیلم زیر 9 دقیقه-به زبان کُردی و جدید است.
Ken, Watedarbûna Jiyanê Ye

جنبش جلیقه زردها در فرانسه

 

Freitag, 21. Dezember 2018

شکنجه اسماعیل بخشی در زندان؛ از باتوم زدن به بیضه‌ها تا خوراندن قرص‌های توهم زا


اسماعیل بخشی به کار خود در نیشکر هفت تپه بازگشت / یادداشت اسماعیل بخشی

۰۲ دی، ۱۳۹۷


گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی در باره آخرین وضعیت اسماعیل بخشی،شکنجه او و اخراجش از کار

گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی:. خلاصه‌اش این‌که: به اسماعیل بخشی در زندان داروهای توهم زا داده‌اند. او را به شدت شکنجه‌ کرده‌اند از جمله به بیضه‌هایش با باتوم ضربه زده‌اند. در اثر شکنجه‌ها چند بار بیهوش شده است. اکنون هم علاوه بر عوارض شکنجه‌ها، ارتباطات اجتماع یاشان را محدود کرده‌اند، از کار اخراجش کرده‌اند و حساب‌های بانکی او را هم مسدود کرده اند.

شکنجه اسماعیل بخشی در زندان؛ از باتوم زدن به بیضه‌ها تا خوراندن قرص‌های توهم زا

با گذشت ده روز از آزادی اسماعیل بخشی  از زندان هنوز هیچ خبرنگار و فعال مدنی موفق به تماس، گفت‌وگو و دیدار با او  نشده است. تماس‌های مکرر خبرنگاران خارج از کشور با او بی‌پاسخ مانده و خبرنگاران و فعالان مدنی داخل ایران هم موفق به گفت‌وگو و دیدار با این فعال کارگری نشده‌اند.

اسماعیل بخشی یکی از نمایندگان سندیکای کارگری هفت تپه است که سخنرانی‌های پرشور او در اعتراضات هفت‌تپه  مورد توجه عموم قرارگرفت و بارها در شبکه‌های اجتماعی  به اشتراک گذاشته شد. او روز ۲۷ آبان ماه در چهاردهمین روز از اعتصابات هفت‌تپه بازداشت شد و روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه خبر آزادی‌اش با وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی منتشر شد. از روز آزادی تا کنون اما نه در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند و نه در جمع کارگران هفت‌تپه حاضر شده است. شاهد علوی روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با یکی از بستگان‌ این فعال کارگری  از اسماعیل بخشی سراغ گرفته و فایل صوتی این گفت‌و گو را منتشر کرده است. به گفته این منبع مطلع  شرایطی به و جود آمده که  امکان برقراری ارتباط با اسماعیل وجود ندارد. او توضیح می‌دهد که اسماعیل بخشی در زندان  تحت شکنجه شدید جسمی و روحی قرار گرفته است: «او را چندین بار تا حد مرگ زده‌اند. با کابل به بیضه‌هایش زده‌اند و الان در نشستن، راه رفتن و خوابیدن مشکل دارد.»  این اولین بار نیست که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی مطرح می‌شود.

پیش از آزادی او از زندان، سندیکای کارگران هفت تپه از ضرب و شتم این فعال کارگری و انتقال او از زندان به بیمارستان خبر داده بود اما این موضوع بلافاصله از سوی مسئولان خوزستان تکذیب شد. غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان و صادق جعفری چگینی رئیس دادگستری شوش خبر شکنجه او را شایعه دانسته بوده و اعلام کردند که او درصحت کامل به سر می‌برد. با این حال فعالان کارگری به نقل از خانواده‌اش از آثار کبودی و تورم در ناحیه سر و صورت این فعال کارگری خبر داده بودند. حالا یکی از بستگان اسماعیل بخشی توضیح می‌دهد که او تنها تحت شکنجه جسمی قرار نگرفته: «هربار بعد ازشکنجه اسماعیل از هوش می‌رفته و بعد که از شدت درد به هوش می‌آمده  به اسم مسکن داروهای اعصاب و روان و توهم زا به او می‌داده‌اند.»

 شاهد علوی  به ایران وایر می‌گوید: « این بار برخورد با اسماعیل بخشی به دو شکل صورت گرفته. هم برخورد فیزیکی و آزار جسمی مثل کتک زدن، شکنجه، زدن باتوم به بیضه‌های ایشان صورت گرفته و علاوه بر آن شکنجه‌های درمانی که مدتی است زندانیان سیاسی درباره‌اش صحبت می‌کنند و باب شده هم درمورد ایشان اعمال شده. احتمالا ایشان در اثر شکنجه درد داشته و آنطور که من حدس می‌زنم احتمالا کسی که نقش بازجوی خوب را داشته، گفته: ما بهت دارو می‌دهیم، آرام‌بخش می‌زنیم و مسکن می‌دهیم که دردت کمتر شود و این داروها توهم زا بوده‌اند.»  به گفته منبع اطلاعاتی شاهد علوی، اسماعیل بخشی علاوه بر مشکلات ناشی از شکنجه جسمی و درد هنوز درگیر عوارض داروهایی است که در زندان به  اسم مسکن به او داده شده: « بعضی وقت‌ها هنوز هم دچار توهم می‌شود، انگار الان هم در زندان است. می‌ترسد. مرتب دچار دچارتب و لرز می‌شود و درواقع سلامت روحی و روانی‌اش به هم ریخته  است.»

 به عقیده شاهد علوی، شدت خشونت و شکنجه‌ای که در حق اسماعیل بخشی اعمال شده احتمالا واکنشی است به نقشی که او در معرفی جنبش کارگری هفت تپه داشته است. بسیاری  نقش او را به خاطر سخنرانی‌های شجاعانه ‌اش در اعتراضات کارگری هفت تپه کلیدی عنوان می‌کنند.
در چند روز گذشته خبرهایی مبنی بر حصر خانگی اسماعیل بخشی منتشر شده بود، شاهد علوی درباره این موضوع هم سوال کرده: «در واقع به من گفتند ایشان در حصر نیست و کنترل فیزیکی به آن معنا وجود  ندارد. اما به محض آزادی از زندان به ایشان خبر داده‌اند که از کارش اخراج شده و تهدید کرده‌اند اگر خودت یا خانواده‌ات با کسی، رسانه‌ای، یا جایی دیدار داشته باشی، درمورد شرایطت گفت‌وگو داشته باشی و یا به اعتراضاتت به روش قبلی ادامه دهی دوباره بازداشت‌ات می‌کنیم.»  کارگران هفت تپه بعد از دستگیری اسماعیل، روزها در حمایت از او شعار دادند و تحصن کردند. آن‌ها یک  شعار ویژه هم داشتند: «اسماعیل رو گرفتن، ما همه بخشی هستیم» اما بعد از آزادی اسماعیل بخشی از دیدار با او محروم شده‌اند: «به کسانی که با اسماعیل بخشی پیش از بازداشت به انحای مختلف ارتباط داشتند به عنوان همکار  و یا همکار صنفی در تشکیلات کارگری و... هشدار داده شده که در صورت ملاقات و دیدار با آقای بخشی آن‌ها هم بازداشت می‌شوند و بلافاصله هم  از کار اخراج می‌شوند.» به گفته این روزنامه‌نگار  فشارهایی که به اسماعیل  بخشی و خانواده‌اش و هم به کسانی که ممکن بوده با او تماس بگیرند، وارد شده، باعث شده اسماعیل بخشی در حالت ایزوله قرار بگیرد.

حساب‌های بانکی اسماعیل بخشی هم مسدود شده است و به گفته این منبع آگاه یکی از اصلی‌ترین مشکلات اسماعیل بخشی این است که پولی ندارد که بتواند برای درمان مشکلاتش به مراکز درمانی مراجعه کند: « حساب‌های بانکی اسماعیل بخشی هم مسدود شده که اگر از قبل پولی در حساب مانده یا کسی به آن‌ها قرضی داده نتواند استفاده کند و به این ترتیب یکی از مشکلات اصلی اسماعیل این است که اصلا پول ندارد که دکتر برود مشکلاتش را درمان کند. متوجه شود این دارویی که داده‌اند چه بوده و چطور می‌شود عوارض‌اش را ازبین ببرد. این موجب شده که هیچ راهی برای تماس بیرون با ایشان یا تماس ایشان با بیرون در دسترس نباشد»

به گفته این منبع آگاه، اسماعیل بخشی حتی بعد از آزادی امکان تماس با فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت‌تپه را هم نداشته است. او  در فایل صوتی منتشر شده از تمام نهادهای حقوق بشری، فعالان کارگری و مردم ایران می‌خواهد که اسماعیل بخشی را تنها نگذارند. از شاهد علوی می‌پرسم با توجه به این که مسئولان یک بار شکنجه شدن اسماعیل بخشی را تکذیب کردند، چطور می‌توانیم آن‌ها را وادار به پاسخگویی کنیم؟

او می‌گوید: «در تکذیب ظاهرا همیشه برای آقایان باز است اما نکته‌ای که وجود دارد این است که فعالان کارگری و حقوق بشری و سیاسی می‌گویند راه اثبات این که حق با سیستم و مسئولان استانداری است این است که اسماعیل بخشی اجازه داشته باشد به سر کارش برگردد. دست کم  امکانی فراهم کنند که روزنامه‌نگارهای داخل کشور یا همان رسانه‌های موجود بتوانند با او دیدار کنند.»
این روزنامه‌نگار تاکید می‌کند که حداقل یکی از همکاران روزنامه‌نگار در داخل ایران تلاش زیادی برای تماس با اسماعیل بخشی کرده است: «تلفن‌ها جواب داده نمی‌شود، واسطه‌ها جرات نمی‌کنند پیش ایشان بروند و امکان گفت وگو  با ایشان که ثابت کند حال اسماعیل بخشی خوب است، شکنجه نشده و به قول آقایان این ها همه تبلیغات ضد انقلاب است، بسته شده است. یعنی از یک طرف سیستم می‌گوید حالش خوب است از طرف دیگر امکان این را که کسی از این حال خوب گزارش بدهد، نمی‌دهد.» این روزنامه‌نگار معتقد است که با توجه به این شرایط  طبیعتا ناظر بیرونی که تهدیدی رویش نیست می‌گوید این‌ها دروغ می‌گویند: « متاسفانه من ترجیح می‌دهم گزارش‌هایی را باور کنم که از وخامت حال ایشان خبر می‌دهد.»
گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی در باره آخرین وضعیت اسماعیل بخشی،شکنجه او و اخراجش از کار
https://youtu.be/m7jBc9dQ9Cg

Montag, 17. Dezember 2018

جنبش جلیقه زردها در فرانسه

مقالات جدید: برای خواندن در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.

بررسی مقدماتی جنبش جلیقه زردها در فرانسه
سیه مشت

جنبش جلیقه‌زردها
مردان (54 درصد) در مقایسه با زنان (45 درصد) پرتعدادترند. اما سهم بالای زنان طبقه‌ی کارگر، گروهی اجتماعی که به طور سنتی خیلی به لحاظ سیاسی بسیج نمی‌شوند، واقعیت قابل‌توجهی است.
زنان همواره در تظاهرات شرکت داشته‌اند، اما این‌جا حضور پررنگ‌تری دارند. این امر چند دلیل دارد: در غیاب سخنگویان رسمی، نمایندگان اتحادیه‌های کارگری یا نمایندگان سیاسی که همه‌شان معمولاً مردند، و در غیاب سازمان‌ها، رسانه‌ها ناگزیر به شرکت‌کنندگان «عادی» توجه کردند.
 بُعد اجتماعی قدرتمند این منازعه و جایگاه کلیدی شرایط معیشتی در مطالبات این جنبش اجتماعی در محسوس بودن حضور زنان نقش دارد.
64 درصد معتقد بودند که اتحادیه‌های کارگری هیچ جایگاهی در این جنبش ندارند، 81 درصد این تصور را در مورد تمامی احزاب سیاسی داشتند.
تقریباً یک‌پنجم با اشاره به نخوت هیأت دولت گفتند که برای تظاهرات آن‌جا آمدند تا به دولت فعلی اعتراض کنند و خواستار استعفای امانوئل ماکرون بشوند). اغلب برای تأکید بر این عدم مشروعیت از اصطلاحات «سلطنت»، «الیگارشی» یا «دیکتاتوری» استفاده می‌شود. درخواست تغییرات نهادی که در 24 نوامبر پدیدار شد در یکم دسامبر تأیید شد.

شعارنویسی جلیقه‌زردها: «فاز یک: شانزه لیزه، فاز دو: جهان»
حرکت جلیقه‌زردها در فرانسه یک جنبش مالتیتودی است، متفاوت از جنبش‌های قرن بیستم، در اعتراض به فلاکت ناشی از اصلاحات نئولیبرالی.  مالتیتود (‌بی‌شماران)
آنتونیو نگری: چه اتفاقی در فرانسه افتاده است؟ شورشی از مردمانی عجیب که در اولین شنبه اعتراضات (۱۷ نوامبر) چهارراه‌ها و خیابان‌های استان‌ها و وروردی اتوبان‌ها را مسدود کردند؛ بنا به تصاویر، مبارزان در دومین شنبه اعتراضات (۲۴ نوامبر)  شانزه لیزه را سنگربندی کردند و درخواست دیدار با رئیس‌جمهوری را داشتند. در سومین شنبه (۱ دسامبر) معترضان به محلات ثروتمند شهر پاریس حمله کردند، مملو از خشم با پلیس درگیر شدند و از فروشگاه‌ها و رستوران‌ها سرقت کردند… آیا این موضوعی جدی است؟ آنها از کجا می‌آیند؟


فراخوان کومرسی
( برگرفته از مقاله‌ی فارسی نوشته‌ و ترجمه‌ی جبیب ساعی:
فراخوان “جلیقه زردها”ی شهر کُمرسی به تمامی مجامع توده‌ای:


” اجازه ندهیم نیروهای سیاسی جنبش ما را مال خود کنند!
زنده‌باد دموکراسی مستقیم!
هیچ نیازی به انتخاب نمایندگان منطقه‌ای نداریم!

نزدیک به دو هفته است که جنبش “جلیقه زردها” صدها‌هزار نفر را در اقصی نقاط فرانسه به خیابان‌ها کشانده‌است. خیلی از این افراد برای اولین بار است که به تظاهرات دست می‌زنند.

افزایش قیمت گازوئیل قطره‌ای بود که کاسه را لبریز کرد و دشت را به‌آتش‌کشید رنج، فقر و بی‌عدالتی هرگز چنین وسعتی پیدا نکرده‌است. اکنون در تمام نقاط کشور صدها گروه محلی خود را سازمان می‌دهند و هر یک روش‌های خاص خویش را می‌آزماید.

این‌جا در کُمرسی در استان موز، ما از همان اول، با مجامع توده‌ای روزانه کار خود را به‌پیش می‌بریم؛ در این مجمع همه حق و حقوقی برابر دارند. در فلکه‌ها و مناطقی از شهر، سد‌معبر کرده، پمپ‌بنزین‌ها را مسدود‌کردیم و اجازه رفت‌و‌آمد به اتومبیل‌ها را تک‌تک می‌دادیم؛ همزمان کلبه‌ای هم در مرکز شهر درست کردیم. هر روز در این کلبه دور هم جمع ‌می‌شویم تا در‌مورد حرکت‌های بعدی‌مان تصمیم‌ بگیریم و در‌عین‌حال با دیگران وارد گفتگو‌شده و به افرادی که به ما می‌پیوندند خوش‌آمد بگوییم. در آنجا “آش همبستگی” درست کرده تا لحظاتی شیرین را کنار یکدیگر تجربه کرده و یکدیگر را بهتر بشناسیم و تمام این‌ها در یک برابری کامل انجام می‌شود.

هم اکنون مشاهده می‌کنیم که دولت و بخش‌هایی از جنبش پیشنهاد می‌کنند که برای هر منطقه نمایندگانی انتخاب کنیم یعنی چند نفر باشند که به‌عنوان نماینده طرفِ صحبت دولت قرار بگیرند و بیان تمام تنوعی باشند که ما را تشکیل می‌دهد. ما هیچ نوع نماینده‌ای نمی‌خواهیم به این دلیل که اجباراً در نهایت نه برای ما که به جای ما سخن خواهند گفت.

این انتخابِ نماینده چه فایده‌ای خواهد داشت؟ همین‌جا در شهر کُمرسی افرادی از ما به‌طور مرتب با معاون استاندار ملاقات داشته‌اند؛ در شهرهای بزرگ هیأت دیگری از طرف “جلیقه زردها” مستقیماً با استاندار ملاقات کرد. این افراد تا همین‌جا هم بارها خشم و عصبانیت ما و مطالبات ما را به بالایی‌ها منتقل کرده‌اند؛ آنها به‌خوبی می‌دانند که ما مصمم هستیم تا با این رئیس جمهور منفور و این دولت که از آن هم منزجریم و سیستم فاسدی که آن‌ها تجسم آن هستند تعیین تکلیف کنیم.

و دقیقاً به‌همین‌دلیل است که دولت در هراس است چرا که می‌داند اگر بر سر مسألۀ عوارض و سوخت عقب‌نشینی کند، به ناچار باید بر سر بازنشستگی، بیکاران، جایگاه کارمندان و مابقی قضایا نیز وا‌بدهد؛ به‌خوبی می‌داند که ممکن است شرایط بسیج یک جنبش همگانی علیه سیستم را فراهم ‌کند!
اگر دولت از ما نماینده و سخنگو می‌خواهد برای آن نیست که خشم و مطالبات ما را بهتر درک کند، بلکه صرفًا برای کنترل کردن و نهایتاً به خاک سپردن ماست. همانطور که از طریق سندیکاها عمل می‌کنند؛ آنها به‌دنبال میانجی و واسطه هستند یعنی کسانی که بتوانند با آنها مذاکره‌کنند یعنی در واقع بتوانند بر جنبش فشار آورده و خروش آتشفشانش را خاموش‌کنند. دنبال کسانی هستند که می‌خواهند از آنِ خود کرده و از آنها برای ایجاد دو دستگی در جنبش و در نهایت مدفون‌کردنِ آن استفاده‌ کنند.

اما آنها هنوز قوت و هوشیاری جنبش ما را درک نکرده‌اند؛ آنها درک نکرده‌اند که ما در حال فکر‌کردن، سازماندهی و تکامل‌بخشیدن و گسترش‌دادن به عملیات خویش هستیم؛ یعنی فعالیت‌هایی که هراس بی‌پایان به‌جان آنها می‌اندازد.
و به‌خصوص این‌که آنها نمی‌فهمند که جنبش “جلیقه زردها” به‌دنبال چیز دیگری‌است، چیزی که به اشکال گوناگون طلب‌می‌کند؛ چیزی فراتر از قدرت خرید و معیشت: “جلیقه زردها” خواهان این هستند که قدرت مردم توسط مردم و برای مردم اعمال‌گردد.

یعنی سیستم جدیدی که آنهایی که به نحوی تحقیرآمیز توسط دولتمردان مورد خطاب قرار می‌گیرند، “آنها که هیچ چیز نیستند” قدرت را دوباره به‌دست گرفته و آن‌را بر همین رهبران، قدرت‌های پول و ثروت، آنهایی که جیب‌های خود را پُر‌کرده‌اند اعمال‌سازند. این است برابری! ‌این است عدالت! این است آزادی!

این است آنچه ما می‌خواهیم و این همه از پایین و پایه منشاء خواهد‌گرفت.
اگر ما نماینده یا سخنگو انتخاب‌کنیم، خود منفعل خواهیم‌شد و نهایتًا به‌سرعت، سیستم را بازتولید خواهیم‌کرد یعنی عملکردهایی از بالا به پایین برقرا‌ر‌خواهد شد و مثل همان کثافت‌هایی می‌شویم که بر ما حکومت می‌کنند. این به‌اصطلاح نمایندگان مردم که جیب‌های خود را پر کرده، قوانینی به ثبت می‌رساند که زندگی ما را ناممکن می‌سازد و فقط در راه منافع ثروتمندان عمل می‌کند. دست‌های خود را در چرخ‌دنده‌های سیستم نمایندگی نگذاریم و اجازه ندهیم که سیستم سیاسی ما را بلعیده و مالِ‌خود‌کند. کلام خود را به یک مشت آدم (هر چند هم که سالم و صادق به‌نظر برسند) واگذار نکنیم. آنها یا باید به حرف همه گوش دهند یا به حرف هیچ‌کس!

ما از این شهر کوچک کُمرسی، از همه می‌خواهیم که همه‌جا در فرانسه کمیته‌های توده‌ای تشکیل‌دهند، که از طریق مجمع عمومی منظم عمل‌کنند؛ مکان‌هایی به وجود‌آورند که در آن سخن آزاد باشد و هر‌کس جرأت کند حرفش را بزند، صحبت‌کردن را تمرین‌کنیم؛ بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم.
اگر واقعاً مجبور به انتخاب نماینده شدیم باید فقط در سطح کمیته‌های محلی و در پیوستگی و نزدیکی کامل با حرف مردم باشد؛ نمایندگانی که به‌نحوی اجباری خواست‌های مردم را بیان‌کنند، قابل فسخ و دوره‌ای باشند؛ در شفافیت کامل و با اطمینان کامل.
همچنین خواهان آنیم که صدها گروه از جلیقه زردها کلبه‌هایی مثل ما بنا‌ کنند که خانه‌های مردم باشد همانطور که در سَنْ‌نزِر کردند ؛ در یک کلام، جایی برای به هم پیوستن، سازماندهی و هماهنگ‌کردن در سطح محلی و در سطح استان؛ آن هم در برابری کامل.
این چنین است که پیروز می‌شویم، چرا که بالایی‌ها عادت به مدیریت چنین جنبشی را ندارند و از اینجاست که هراسناک هستند. نگذاریم ما را رهبری کنند؛ نگذاریم ما را از آنِ خود کنند و بین ما اختلاف بیندازند.
ما هیچ یک از “نمایندگان” و “سخنگویانی را که سرخودْ خودشان را چنین تصور کرده‌اند نمی پذیریم.
ما می‌خواهیم حاکمیت خود را بر زندگی خویش باز پس بگیریم.
زنده باد “جلیقه زردها” در کلیه تنوعشان!
زنده‌باد قدرت مردم، به‌دست مردم، برای مردم!“
جلیقه‌زردهای کومرسی

زمستان دگردیسی‌ها

وقتِ کمونِ کمون‌ها فرارسیده است

نامه‌ای از چیاپاس به جلیقه‌زردها

فیلم از فاز 2 حدود 40 دقیقه در تاریخ 24 نوامبر- سیاست خیابانی
Acte 2 des Gilets Jaunes à Paris / barricades sur les Champs-Elysées - 24 novembre 2018
فاز 5 در تاریخ 15 دسامبر حدود 7 دقیقه
Acte V - Dijon - Gilets jaunes
https://youtu.be/iCY3gTUzIp8
 15Décembre 2018, Manifestation des gilets jaunes.

Montag, 19. November 2018

بازداشت فعالین و کارگران 7 تپه به 19 نفر رسید (18 مرد و یک زن) و یک زن و یک زن و یک زن

یک زن و یک زن و یک زن
رزا: برای دستگیری 1 زن به اتوبوس حمله می کنند. سخنگویان و نمایندگان کارگری به دستگیری این زن اعتراض می کنند.

چند تا اتوبوس کارگرا و خانواده ها رو اورده منتها تو یکیش رفتن دنبال سپیده اما اسماعیل و مسلم وایسادن و...
https://twitter.com/azarmvand/status/1064270979319427075
وقتي ماموران به اتوبوس حامل كارگران هفت تپه يورش آوردند، هدفشان دستگيري يكي از خانمها بود، اما اسماعيل_بخشي و مسلم_آرمند مي‌ايستند و ميگن اگر بخواي اين خانم رو ببري بايد ما رو هم ببريد! سه تاشون رو بردن

رزا: در گزارش های اول این زن می شود "از خانواده کارگران"، بعد میشود "خبرنگار بخش کارگری خوزستان" بعد می شود "خبرنگارِ پوشش دهنده ی اخبار کارگری" ...
ولی این زن یک دختر پانک است. بعداز اعلام اسم سپیده، می شود خبرچینی که اسماعیل بخشی و کارگران هفت تپه را بگا داده، بعد می شود نفوذی توییتری! خلاصه هزار و یک تحلیل از یک دختر جوان که در مقابل این 18 کارگر و فعال کارگری خار و کوچک می نمایندش!
اسم فامیل سپیده را از غ به ق برگردانیم میشود همان دخترک شیطونِ پانک از جنوب!
https://twitter.com/amirebtehaj/status/1064263400648318977

نخست اسماعیل بخشی و مسلم ارمند دو نماینده کارگران بخش تجهیزات مجتمع کشت و صنعت هفت تپه به همراه سپیده غلیان خبرنگاری که برای پوشش اعتصاب و تهیه گزارش در میان کارگران بود بازداشت شدند و سپس تا غروب جمعه ۱۵ نفر دیگر شامل ۱۳ نماینده‌ی کارگران و دو مدیر بخش‌های تجهیزات و ترابری که به اعتصاب کارگران پیوسته بودند بازداشت شدند.

لازم به اشاره است که در جریان اعتراضات امروز کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه به همراه خانواده‌هایشان، حوالی ظهر امروز (یکشنبه ۲۷ آبان ماه) چهار نفر از معترضان بازداشت شدند. گفته می‌شود سه نفر از بازداشت‌شدگان به نام‌های “اسماعیل بخشی” و “محسن آرمان” و “محمد خنیفر” هستنند و نفر چهارم یک خانم از اعضای خانواده کارگران معترض است که در اعتراضات امروز مشغول گرفتن عکس بوده است.

رزا:عکس سپیده "خبرنگار" در شأنِ بسیاری از سایت های کارگری نبود! پس من منتشر میکنم تا پیوند دستهای پینه بسته را به نسلی از زنانِ "غیر متعارفِ" جنبش کارگری ببینید! این همان قدم اول است که رژیم را به سرآشیبی سقوط انداخته!
 سپیده نه مشغول خبرنگاری و نه عکس و غیره بوده است. بدلیل پانک بودن از اتوبوس می کشند بیرون، ببرند که کارگران( بخشی و آرمند) نمی گذارند. پس هر سه نفر را میبرند. بقیه را هم بعدن می گیرند، از بین معترضین که علیه دستگیری این 3 نفر جلوی امنیت خانه ی شوش! تحصن و اعتراض کردند...
هیچ انقلابی برای گرفتن حقوق و دستمزد شروع نشده! انقلاب یعنی حسابی ریدن به تمام وضع موجود!
نمایندگان کارگری ابتدا با آه و اشک و نفرین و لعنت به زندگی شروع کردند تا زنان را شناختند! زن یعنی زندگی و عشق! یعنی آلترناتیو وضع موجود. یعنی خود گردانی یعنی حتی اگر  گرسنه ای تن فروشی. یعنی مقاومت برای زنده ماندن برای آینده و برای حفظ  زندگی کودکان فردا!
دور نیست که کارگران در سطح توده ای دریابند که مبارزه برای حق تعیین سرنوشت (بر روی بدن و سبکِ زندگی) از مبارزاتشان برای آزاد شدن کارگران از بردگی به وسایل تولید و خودِ تولیدِ اجباری، جدا نیست!
از هم در برابر نیروی انتظامی و سرکوب حمایت کنیم!
امروز ریدم به هیکل صاب‌کارم و از کرده‌ی خود خشنودم.
سپیده قلیان
پنجشنبه, 2 مارس 2017
«سپیده قلیان»، فعال مجازی 21 ساله ساکن شهر اهواز سه  روز پیش توسط ماموران اداره اطلاعات این شهر دستگیر شده و تاکنون از محل نگه‏داری او خبری در دست نیست. او دانشجوی ترم چهارم دام‎پزشکی است که غروب روز جمعه، ششم اسفندماه توسط نیروهای امنیتی به محل نامعلومی منتقل شده است.

نگرانم برای #سپیده_قلیان اون دختر رنگی پنگی دلشاد امیدوارم خیلی زود آزاد بشه
سپیده قلیان
ahmadgholamii_@faranak.london آره 😓 اما چون سپيده قليان بوده حضرات دوست ندارن خبرشو كار كنن كه به وقتش جواب تك تكشونو ميدم
https://www.instagram.com/p/BqWBQopH2FC/
بپذیریم که دختر پرحاشیه و دردسرسازیه و اگر دام امنیتی هم نبوده، سرخود و نسنجیده عمل کرده و ضربه بزرگی به بدنه اعتصابات زده...

اون خانم خبرنگار ناشناس صبح که تا ظهر تبدیل شد به فعال مدنی و گفتند بخشی برای محافظت ازش حین درگیری دستگیر شده #سپیده_قلیان بود که نه ژورنالیسته نه اکتیویست، یک کاربر توییتری ساده است که این‌جا معروف شده به آدم‌فروشی...
https://twitter.com/XrXIII/status/1064286673213825024
برخی منابع خبری گزارش دادند که این دو کارگر به همراه یک خبرنگار زن در حالی که سوار بر اتوبوس‌های تازه پس گرفته شده این شرکت بودند، از سوی یگان ویژه پلیس بازداشت شدند.

آخرین اخبار از #هفت_تپه : - تعداد بازداشتی‌های تجمع امروز هفت‌تپه ۱۸نفر گزارش شده - حال همه بازداشتی‌ها (۱۷مرد و‌ یک‌زن) خوبه - تعدادی از این بازداشتی‌ها عصر امروز جهت پیگیری وضعیت همکارانشان به پلیس امنیت شوش مراجعه کردند اما همانجا بازداشت شدند! #نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
هویت ۱۵ بازداشت‌شده امروز “سعید منصوری” (نماینده تحقیقات)، “جلیل احمدی” (نماینده کشاورزی)، “عظیم سرخه” (نماینده خدمات پشتیبانی)، “مهدی داوودی” (خدمات پشتیبانی)، “سعید الکثیر” (حراست)، “آقای علیزاده” (حراست) “امید آزادی” (کارخانه شکر)، “سید حسن فاضلی” (نماینده تجهیزات)، “صمیر احمدی” (تجهیزات)، “آقای سلامت نیا” (مدیر تجهیزات مکانیکی)، “عماد کثیر” (نماینده زیربنایی)، “محمود سعدی” (تجهیزات)، “خالد تمیمی” (مدیر ترابری)، “ایمان اخضری” و “پویا بشمه” (خوراک دام) احراز شده است.

با احتساب این ۱۵ نفر تعداد معترضین بازداشت شده در تجمع اعتراضی روز یکشنبه به ۱۹ تن رسید.

هرانا پیشتر در گزارشی از بازداشت چهار تن دیگر به نام‌های “اسماعیل بخشی”، “مسلم آرمند”، “محمد خنیفر” و “سپیده قلیان” خبر داده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۷ آبان‌ماه ۱۳۹۷، حداثل ۱۵ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه به همراه چند فعال کارگری و یک فعال مدنی در محل پلیس امنیت شوش بازداشت هستند و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند نیز بازداشت شده‌اند.
هویت ۱۵ بازداشت‌شده امروز “سعید منصوری” (نماینده تحقیقات)، “جلیل احمدی” (نماینده کشاورزی)، “عظیم سرخه” (نماینده خدمات پشتیبانی)، “مهدی داوودی” (خدمات پشتیبانی)، “سعید الکثیر” (حراست)، “آقای علیزاده” (حراست) “امید آزادی” (کارخانه شکر)، “سید حسن فاضلی” (نماینده تجهیزات)، “صمیر احمدی” (تجهیزات)، “آقای سلامت نیا” (مدیر تجهیزات مکانیکی)، “عماد کثیر” (نماینده زیربنایی)، “محمود سعدی” (تجهیزات)، “خالد تمیمی” (مدیر ترابری)، “ایمان اخضری” و “پویا بشمه” (خوراک دام) احراز شده است.

روز یک‌شنبه ابتدا اعلام شد که دوتن از نمایندگان کارگران به‌نام‌های اسماعیل بخشی و مسلم آرمند و یک خانم خبرنگار دستگیر شده‌اند، اما در ساعات بعد، گزارش‌هایی از بیشتر شدن تعداد بازداشتی‌های مربوط به این تجمعات اعتراضی منتشر شد.

در آخرین گزارش، کانال رسمی کارگران هفت‌تپه در تلگرام، فهرست اسامی ۱۸ نفر را منتشر کرده است که یکی از آن‌ها روزنامه‌نگاری است به‌نام سپیده قلیان و باقی همه کارگران و کارکنان نیشکر هفت‌تپه‌اند (ازجمله اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه، چند فعال کارگری و حتی برخی مدیران که بعد از حضور برای پی‌گیری وضعیت بازداشت‌شدگان در محل پلیس امنیت شوش، بازداشت شده‌اند).


شمار بازداشت شدگان در ارتباط با اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه به ۱۹ تن رسید

ادامه ی مطلب در همینجا- اینجا

Sonntag, 18. November 2018

فیلم مارکس جوان و رزا لوکزامبورگ را آنلاین ببینیم- با زیرنویس فارسی+ فیلم کامل سافراجت به انگلیسی

مارکس جوان - با زیرنویس فارسی
https://youtu.be/bHgZ6giMe38

کارل مارکس جوان
کارگردان: رائول پک
داستان زندگی در تبعید کارل مارکس جوان (متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعه‌شناس، تاریخدان، اقتصاددان آلمانی و از تأثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار) و جنی مارکس (همسر کارل مارکس) و آشنایی با فریدریش انگلس (فیلسوف و انقلابی کمونیست آلمانی و نزدیک‌ترین همکار کارل مارکس) در پاریس، بروکسل و لندن.
لینک فیس بوکی-فیلم وارش

https://www.facebook.com/584783031702156/videos/909332279247228/?type=2&theater

رزا لوکزامبورگ- فیلم با زیرنویس فارسی
لینک فیس بوکی
https://youtu.be/nSO2img9SDs

لینک فیس بوکی- فیلم وارش
کارگردان مارگارته فون ترجمه و زيرنويس: hamietammitian
https://www.facebook.com/584783031702156/videos/vb.584783031702156/890034654510324/?type=2&theater

Suffragette Full Film
https://youtu.be/Tf64qQPCUWU

 فیلم کامل سافرجت داستانِ یک همبستگی خواهرانه، در کانال یوتیوب + چند مقاله و کلیپ

بدرود ای زیبا- کُردی
https://youtu.be/vHyRkZ-05YQ

خشم- با صحنه هایی از اعتراضات ایران 1397
https://youtu.be/7mDTm6KlWYA


لبخند از نجوا و آیدین
https://youtu.be/DbdXkHJqb48


Donnerstag, 12. Juli 2018

شکار ساحره‌ها از سر گرفته شده. مبارزه برای امور مشترک: سیلویا فدریچی-لینک دانلود کتاب کالیبان و ساحره | سیلویا فدریچی | ترجمه مهدی صابری

برای خواندن مطالب در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.

لینک دانلود کتاب کالیبان و ساحره | سیلویا فدریچی | ترجمه مهدی صابری
 لینک جدید با کیفیت بهتر   اینجا

لینک دانلود کتاب کالیبان و ساحره | سیلویا فدریچی | ترجمه مهدی صابری
اینجا  و اینجا (مدیافایر-30 مگابایت)

با تشکر زیاد از به اشتراک گذاشتن و زحمت اسکن و همه چی...
همه چیز
برای همه...



در جستجوی منشأ تبعیض | عاطفه رنگریز

کالیبان و ساحره

در نیمه‌ی اول برنامه با کمک مترجم کتاب، سعی می‌کنیم فصل ها و ایده‌های محوری کتاب را با هم مرور کنیم، و مشخصاً به نقد سیلیویا فدریچی بر مفهوم انباشت بدوی مارکس بپردازیم و ببینیم که چگونه فدریچی با تکیه بر مفهوم بازتولید نیروی کار و جایگاه اجتماعی زنان، فرایند انباشت بدوی و گذار از فئودالیسم به سرمایه‌داری را بررسی می‌کند و در واقع تاریخی را می‌نویسد که در بررسی مارکس غایب بود. به علاوه این فرایند انباشت یک واقعه‌ی منفرد تاریخی نبوده و سرتاسر کتاب با نظر به اقتصاد جهانی شده و فرایندهای  انباشت بدوی معاصر شکل گرفته‌است.

بازتولید اجتماعی چه کوفتیه؟

بین شستن ظرف‌ها، داشتن رابطه‌ی جنسی و خواندن قصه شب برای کودک خردسال چه چیزی مشترک است؟

همه این‌ها فعالیت‌ها، کارها و زحماتی هستند که می‌توانیم به عنوان کار بازتولیدی بشناسیم. منظور از بازتولیدی کار تولید و بازتولید آدم‌ها است. اغلب مردم بازتولید (باروری) را به بچه آوردن نسبت می‌دهند یعنی به بازتولید بیولوژیکی.

بچه‌دار شدن بدون شک بخشی از بازتولید است، اما وقتی درباره بازتولید حرف می‌زنیم،مشخصا کار بازتولیدی، به چیزهای خیلی بیشتری اشاره می‌کنیم. کار بازتولیدی شامل همه آن کارهای ما است که هم به طور روزمره و هم در فاصله های  بین نسلی، آدم ها را تولید و بازتولید می‌کند و مثل هر کار دیگرِ تحت سلطه سرمایه داری، کاری است که با تعارض، خشونت و بهره کشی گره خورده‌است. یکی از دلایل اصلی این همه تعارض، این است که ما آدمها را به طریقی خنثی یا انتزاعی تولید و بازتولید نمی‌کنیم؛ در سرمایه‌داری نوع بشر را به عنوان نیروی کار یا نیروی کار بالقوه بازتولید می‌کنیم؛ ما آد‌م‌ها را به عنوان کارگر بازتولید می کنیم.

سیلویا فدریچی و کار زنانه | ساسان صدقی‌نیا

در حالیکه سرمایه مساله کار مزدی را در مرکز سازماندهیِ اجتماعی خود قرار میدهد اما برای ارزش زدایی از  کار نیز می کوشد تا به بیشترین میزان ممکن بهره‌کشی از نیروهای کار نائل شود. تعریف کار از نظر سرمایه فعاليتي ست كه نسبتي با دستمزد داشته باشد، ارزشمندي با نسبت مستقيم با دستمزد بيان ميشود، پست ترين و بی‌ارزشترین كار، كار رايگان يا فعاليتي ست كه اصولاً در اذهان، كار محسوب نشود. فدریچی برای نشان دادن حوزه بازتولید، آن را تا درون خانه ها نیز بسط میدهد تا نشان دهد سازمان اجتماعیِ کار، در سرمایه داری  یک قلمرو سرتاسری ست و نقطه ای بیرون از تابعیت خود را باقی نمیگذارد. در اینجاست که کارِ زنان در حوزه یِ بازتولید اهمیت وافری پیدا میکند، ارزش زدایی از کار زنان به چنان درجه‌ای باید می رسید که کارِخانگی زنان، کار محسوب نشود. هر چقدر از نظر فدریچی قلمرو تولید و بازتولیدِ نیروی کار اهمیت فراوانی برای سرمایه پیدا کرد به همان میزان از اهمیت آن در مبارزات کاسته شد.

از نظر فدریچی مبارزات برای کار بیرون از خانه و استقلالِ مالی زنان، همواره حلقه یِ مفقوده‌ای داشته است و آن این بوده است که در کم اهمیت جلوه دادن کار خانگی، با سرمایه هم نظر است. برخلاف دیدگاههای ذات‌گرایانه‌ی فمنیستی که اختصاص مزد برای کار خانگی را نوعی تبلیغ برای کار خانگی میدانند، فدریچی در سلسله بحث هایِ درخشانِ خود نشان میدهد مبارزه برای دستمزدِ کار خانگی نه تنها سرشت جنسیِ آن را هدف قرار میدهد بلکه یک حلقه یِ مهم در مبارزات ضد سرمایه‌داری محسوب میشود. از نظر فدریچی ارزش زدایی از کار زنان و تقسیم کار جنسی  منبعث از آن، ریشه واقعی ستم بر زنان را در سرمایه‌داری تشکیل میدهد، دیدگاهی که نقطه عزیمت خود را مساله بازتولید نیروی کار قرار داده است که همواره نادیده انگاشته شده است. انباشتی که سرمایه از طریقِ کار بی ارزش و شبه رایگان زنان انجام میدهد به انباشت تقسیم کار و تقسیم تمایزات و نقش پذیری های جنسی منجر میشود. با درنظر گرفتن اهمیت درهم تنیدگیِ کار رایگان زنان، بخصوص در خانه با سازمان کار اجتماعی، از نظر فدریچی زنان بازندگان اصلی ظهور سرمایه داری و تقسیم کار جنسیِ آن بوده‌اند. کار رایگان خانگی از سوی زنان قلمرو اساسی پذیرش تقسیم کاری ست که در آن نقشی ویژه به زنان برای کنترل و انجام کار رایگان و شبه رایگان سپرده می شود.

نگاهی کوتاه به آمار جهانی اهمیت فراوان بحثهای فدریچی درموردِ علل ارزش‌زدایی از کار زنان را بخوبی نشان میدهد. براساس برآورد سازمان ملل، دو سوم کاری که در اقتصاد جهان صورت می‌گیرد بوسیله زنان انجام می‌گیرد ولی تنها ۵ درصد درآمد و فقط ۱درصد ثروت جهان در دست زنان است. زنان فاقد منابع و فرصتهای کافی برای برون رفتن از فقر هستند. در اقتصاد جهان، مزد زنان به طور متوسط معادل ۵۰ درصد مزد مردان است. درکشورهای پیشرفته صنعتی این اختلاف کمتر است ولی این اختلاف وجود دارد. برای نمونه در کانادا برای هردلاری که مردان مزد می‌گیرند، مزد زنان فقط ۷۲ سنت است.

اما مسئله تنها این نیست که کارِ زنان مشمول مزد کمتری است، بلکه برای بخش عمده‌ای از کاری که انجام می دهند، اصولا مزدی دریافت نمی‌کنند. ارزش پولی این کار بدون مزد براساس برآورد سازمان ملل در جهان ۱۱۰۰۰میلیارد دلار است. افزایش تقاضا برای کارهای بی‌مزد زنان، از جمله دلایلی است که فرصت مشارکت اجتماعی را از بسیاری از زنان می‌گیرد. و به همین دلیل بخش عمده ای از اقتصاد در سایه و پنهانِ عصر نولیبرالیسم که با ارزان سازی بهای نیروی کار همراه است، در اختیار زنان است. بی ثباتی و انعطافِ کاری، بیشتر از همه دامن زنان را گرفته است و بسیاری از زنان، به خاطر همین کارهای بی‌مزد، مجبور به قبول کارهای نیمه وقت می‌شوند یا ناچارند در کارهای کم بازده، کم حقوق و بدون قرار داد- برای اینکه بتوانند کارهای بدون مزد را هم انجام بدهند، مشارکت کنند.

وبسایت کلکتیو
http://kollektive.work/

زندگی کردن مثل یک فمنیسیت | سارا احمد

نیاز به یک داستان سیاسی نو داریم

 در حدود ۲۰ سال گذشته، شاهد هم‌گرایی چشمگیری در یافته‌های علوم عصب‌شناسی، روان‌شناسی، انسان‌شناسی و زیست‌شناسی تکاملی بوده‌ایم. همگی‌شان به این واقعیت اشاره می‌کنند که میزان نوع‌دوستی در بشر، به قول یکی از مقالات ژورنال «جدیدترین یافته‌ها در روان‌شناسی»۱، «در مقایسه با دیگر حیوانات به طرز حیرت‌انگیزی منحصر‌به‌فرد است». در کتابم فهرستی از ارجاعات به مقالات علمی درباره این موضوع هست.
 ما همچنین قابلیت شگفت‌آوری برای یکدلی (empathy) و گرایشی به همکاری داریم که در میان پستانداران تنها با موش صحرایی برهنه برابری می‌کند. این گرایش‌ها ذاتی و مادرزادی‌اند. ما در علفزارهای گرمسیری آفریقا تکامل یافتیم: دنیای دندان‌های نیش و چنگال‌ها و شاخ‌ها و عاج‌ها. به‌رغم آنکه ضعیف‌تر و کندتر از حیوانات شکارگر بالقوه‌مان و نیز اکثر طعمه‌هامان بودیم، اما زنده ماندیم. این کار را به‌واسطه پرورش یک توانایی استثنائی در همکاری متقابل انجام دادیم. این نیاز مبرم به همکاری از آنجا که برای بقایمان ضرورت داشت، از خلال انتخاب طبیعی (natural selection) در سخت‌افزار مغزمان تعبیه شد.

شکار ساحره‌ها از سر گرفته شده است

انباشت بدوی و بازتولید اجتماعی | مهدی صابری

مبارزه برای امور مشترک: سیلویا فدریچی

مصاحبه‌ی سیلویا فدریچی به بهانه کتاب «انقلاب در نقطه آغازین»

برای خواندن مطالب در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.

پ.ن.: لطفن لینک کتاب را برایمان بفرستید.
کالیبان و ساحره | سیلویا فدریچی | ترجمه مهدی صابری

Freitag, 13. Oktober 2017

فیلم کامل سافرجت داستانِ یک همبستگی خواهرانه، در کانال یوتیوب + چند مقاله و کلیپ

فیلم کامل سافرجت داستانِ یک همبستگی خواهرانه،
Suffragette Full Film
https://youtu.be/Tf64qQPCUWU

فیلم کامل سافرجت داستانِ یک همبستگی خواهرانه- در کانال یوتیوب با زیرنویس فارسی


Suffragette 2015 Full Movie##
پنکهرست زنی بود که فریاد زد: 
"من ترجیح می دهم یک شورشی باشم تا یک برده."


 برای خواندن در مبدا روی تیتر مطالب کلیک کنیم.

پانزده دقیقه شورش- پاریس 2016

RIOT (MARS/AVRIL 2016)

افق برابری 13.7.96
انقلاب اکتبر ومسئله زنان- دوئل تروتسکیسم و مائویسم!

کلیپ شورش در پاریس هفته ی گذشته
#FRONTSOCIAL 10/10/17 • #PARIS MANIFESTATION CONTRE LES ORDONNANCES MACRON





نویسنده: آندریا دورکین
برگردان: کیمیا مرادی و نیلی سپهر
 

محسن حکیمی

Samstag, 18. Februar 2017

آنارشی کار میکند- Peter Gelderloos

رزا: با تشکر ازرفیق  پیمان پایدار برای ترجمه ی کتاب. از آنجایی که پُست آخر ناخوانا می باشد آنرا در  اینجا   قرار دادم 3>

 آیا مردم به طور طبیعی جنگ جو نیستند؟
 فیلسوفان سیاسی مانند توماس هابز(*) و روانشناسانی  چون زیگموند فروید(+) میپنداشتند که تمدن و دولت بر آنچه که آنها بعنوان غرایز جنگجویانه و وحشیانه  در مردم میدیدند اثری تعدیل بر انگیز داشته باشند. تصاویر فرهنگ عامیانه (پاپ) از ریشه های انسانی، مانند صحنه های اول فیلم 2001: یک ادیسه فضائی(*+) یا نقاشی ها در کتابهای کودکان از غارنشین بیش از حد مردانه که در مبارزه با ماموت ها(فیل بزرگ ماقبل تاریخ -م) و ببر های تیز دندان، تصویری را ترسیم میکنند که میتواند همچون حافظه قانع کننده باشد: انسانهای اولیه میبایست با یکدیگر میجنگیدند و حتی با طبیعت نبرد کنند تا زنده بمانند. اما اگر اوایل زندگی بشر آنگونه که اسطوره های ما به تصویر کشیده اند اینچنین خونین و توام با جنگ  بوده ، بشریت به سادگی میبایست از بین رفته باشد. هر گونه با چرخه تولید 20-15 ساله که معمولا تنها یک فرزند در هر زمان بدنیا می آورد اگر شانس شان برای مردن در هر سالی بیش از دو درصد باشد بسادگی نمیتواند زنده بماند . این از لحاظ ریاضی برای بقای هوموسیپین ها غیر ممکن مینمود اگر میبایست آنچنان جنگی خیالی در برابر  طبیعت و در برابر یکدیگر را به پیش ببرند.
(*)Thomas Hobbes
Sigmund Freud(+)
(*+) 2001: A Space Odyssey

برای خواندن بقیه مطلب روی اینجا کلیک کنیم.
مرتبط:

آنارشی کار میکند - از رفیق: پیتر گلدرلوس- ترجمه از: پیمان پایدار