Freitag, 22. November 2019

دعوت به جلسه ی مقدماتیِ کمپینِ علیه نژادپرستیِ "بادبان" در تاریخ ۱۱ ژانویه۲۰۲۰

دعوت به جلسه ی مقدماتیِ کمپینِ علیه نژادپرستیِ "بادبان" در تاریخ ۱۱ ژانویه

آینده
کشتی دریانوردی «لویس» در تابستان سال ۲۰۲۰ آغاز به ماموریتی برای ارتباط گیری، حمایت و همبستگی از مبارزات ضد نژادپرستانه خواهد کرد. طرحی ریخته شده که در اوایل ماه ژوئن از شهر هامبورگ (آلمان) در امتداد ساحل کشور هلند، بلژیک از میان کانال مانش قایقرانی کرده و در ماه جولای در جشنواره بین‌المللی بندر در شهر برست و دوارننه شرکت کنند. در این مسیر میتوان از کشتی به هر شکلی استفاده کرد، خواه در دریا یا در بندر بعنوان صحنه، محل ِملاقات، آشپزخانه، نماد، وسیله نقلیه و غیره.
ما یک گروه مقدماتی هستیم که از شما، مهاجرین، پناهجویان، فعالین، نوازندگان، بازیگران، نویسندگان و یاضدنژادپرستها دعوت می‌کنیم که برمرزها غلبه کرده و برعلیه نژادپرستی ، استعمار و برای مسامحه و یک جامعه‌ای همبسته قدم برداریم.
در برنامه‌ریزی ها شرکت کنید!
بیا به جلسه ی مقدماتی در تاریخ ۱۱ ژانویه در اوستند بلژیک ):
Hendrik Baelskaai 27, Oostende, Belgium

یا اینکه به ما بگویید، چگونه می توانیم از گروه شما و چیزهایی که برای تابستان آینده برنامه ریزی کرده اید پشتیبانی کنیم.
به ما بنویس، پیام را پخش کن، بگذار در کنار هم جمع شویم!
برای ارتباط گیری با ما، به آدرس اینترنتی در زیر، میتوانی ایمیل بفرستی:
campaign@lovis.de

زمــــــــان حـــــــــال
لویس قایقی است (قایق ماهی گیری) با دو دکل به طول ۳۶ متر و به عرض ۲،۵متر.۳۳ نفر میتوانند در این قایق بخوابند.
بادبان ها به شکل دسته جمعی اداره میشوند و علاوه براین هر کسی می بایست در ناوبری کارکند، مسئولیت وظایف دیگری نیز می بایستی بعهده گرفته شود از جمله پخت پز و تمیز کردن و غیره.
کشتی «لویس» چشم گیر است و توجه افرادی که در نزدیکی بندر هستند را جلب می‌کند.کشتی برای بازدیدکنندگان باز می‌ شود و مکانی است برای ملاقات، فضایی برای بحث و گفتگو. ابزاری مفید برای اینکه مبارزات ما را بهتر قابل رویت کند.
ما می‌دانیم که با «لویس» قایقرانی کردن یک امتیاز است و می‌خواهیم آگاهانه آن را به اشتراک بگذاریم واین کشتی را بعنوان صحنه ای در دسترس دیگران قرار دهیم تا کسانی که تاکنون دسترسی به این نوع زیرساخت ها نداشته‌اند،بتوانند از آن استفاده بکنند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد کشتی «لویس»، میتوانید به این صفحه مراجعه کنید:
وب سایت زیر به زبان‌های آلمانی، انگلیسی و لهستانی است.
https://www.lovis.de

گـــــــــــذشـــتــــه
طرح سفر انتخاباتی ما در ماه های ژوئن/ژوئیه ۲۰۲۰ در تابستان امسال با اولین سفر به کمپ (بدونِ مرز)
NoBorder  در فرانسه، هلند و انگلیس آغاز شد.
اواسط ماه اکتبر ۱۴ فعال از کشورهای بلژیک، آلمان و هلند به همراه خدمه کشتی برای اولین شبکه ی قایقرانی که در آخر هفته در منطقه گدر ریفسوالد (شمال آلمان)بود، شرکت کردند.
در این جلسه اولین ایده‌ها رد و بدل شد، مانند مشارکت و سیاسی کردن جشنواره در بندر، سازماندهی کنسرت ها، به نمایش گذاشتن قایق ها، میز گرد، نمایشگاه و غیره.
- استفاده از بزرگتری بادبان بعنوان پرده سینِما در فضای باز در بندر
 - استفاده از کشتی بعنوان چهارچوبی برای آویزان کردن بنر
در لینک زیر می توانید اولین فراخوان این کمپین را بخوانید:
https://lovis.de/wp-content/uploads/campaign-flyer-eng.pdf

و اکنون
امیدواریم که این نوشته توانسته باشد که تصویری از برنامه‌های ما به شما بدهد! شما چه ایده ای در این رابطه دارید؟
چه شیوه مبارزاتی برای حال و چه نقشه ای برای تابستان آینده دارید؟
چطور میتواند این کمپین، مبارزات تو را حمایت کند؟
میتوانی تصور کنی که کمپین با اکسیون ها و یا به رویدادهای تو، بپیوندد؟
چه کسی میتواند در امتداد ساحل قایقرانی کند؟
آیا تو، گروه یا افرادی را می‌شناسی که این پینشهاد بتواند، بعنوان یک شبکه یا "پلت فرم" برایش باشد؟
یا اینکه می‌خواهی فقط تجربه‌ای در قایقرانی کسب کنی؟
جلسه مقدماتی بعدی در تاریخ ۱۱ ژانویه 2020 در بلژیک می باشد تا بیشتر، مبارزات محلی را در این مسیر بها داده و مورد حمایت و پشتیبانی قراردهیم.
امیدواریم که تو ما را حمایت کنی!
ما سعی می‌کنیم که زیاد سخت نگیریم ولی برای شرکت، شرایطی وجود دارد.
در روی کشتی: کودکان میتوانند فقط یک فرد مسئول (که به زبان انگلیسی ساده صحبت می کند)، داشته باشند. ورود سگ ممنوع است و متاسفانه هیچ امکاناتی برای معلولین وجود ندارد.
اما به هر حال با ما تماس بگیر تا ببینیم که چه کاری می توانیم با هم انجام دهیم!
هزینه ی مسافرت برای جلسه بعدی را ، مابین خودمان، تا آنجایی که می‌شود، تقسیم می‌کنیم.
لطفاً با ما تماس بگیر، اگر قادر نیستی مخارج سفر خود را بپردازی. الزامات دیگر بستگی به موقعیت محلی دارد.
لطفن اگر قصد شرکت دارید، با ما از طریق ایمیل زیر تماس بگیرید.
 campaign@lovis.de

Freitag, 25. Oktober 2019

ما انکار هیولاها هستیم، نه عدوی آن‌ها- علی‌مراد عناصری

رزا: برای خواندن کُل مقاله در منبع روی اینجا کلیک کنیم.

من فکر می‌کنم ما عدوی آن‌ها نیستیم، انکار موقعیتشان هستیم؛ و مادامی که اردبیلی و رشیدپور، نتوانند از اتفاق دقیقا به خاطر یک کورد، موقعیت تورکی، نظری، سیاسی، عقلانی، فلسفی و... خود را انکار کنند، تا وقتی نتوانند خودشان به دست خودشان پتانسیل‌های فاشیستی موقعیتی که در آن می‌ایستند را سترون کنند، نمی‌توانند از «ما» باشند و حرفی برای ما داشته باشند. این که فرض کنیم که هدف اصلی ترکیه یا هر دولت دیگر، فروکاستن منازعه به منازعه‌ی قومیتی برای توجیه اشغال‌گری است، باعث نمی‌شود که «منازعه‌ی قومیتی برای توجیه اشغال‌گری» واقعا وجود نداشته باشد و دولتی واقعا کوردستان را اشغال نکرده باشد. اگر قرار است به ترتیبی از معیارهای بشری صحبت بشود که پیشاپیش، کورد بودن، یا ایستادگی هویتی بر زندگی کوردی، یعنی دقیقا و به روشنی همان چیزی که در سخن اردوغان و دولت‌های دیگر مساوی با تروریسم خوانده می‌شود و اردبیلی و رشیدپور هم با فلسفه‌بافی همان را هشدار می‌دهند، از داخل آن بشر بیرون گذاشته شود، معیارهای بشری‌ای که اردبیلی و رشیدپور پیامبر آن‌ها گشته و پشتشان مخفی می‌شوند، کوچک‌ترین حرمت و ارزشی نخواهند داشت. تجربه‌ی کانتون‌های شمال سوریه آیا، متعلق به همین کوردها نیست که حالا به نفع موقعیت نویسندگان، در نام نیروی دموکراتیک سوریه حل می‌شود؟ چه چیزی هست که مانع دفاع بدون باج‌گیری اردبیلی و رشیدپور از کوردها می‌شود؟ چرا کورد باید کورد نباشد تا آن‌ها توان دفاع از کورد را داشته باشند؟ چه چیزی هست که اجازه می‌دهد که هاروی یا چامسکی یا لووی و دیگران ـ با توجه به همه‌ی حساسیت‌های نظری‌ای که دارند ـ ، به طور مشخص از حق کوردها، هر چه که کوردها خودشان می‌گویند، دفاع کنند ولی اجازه نمی‌دهد اردبیلی و رشیدپور طرف «ما» بایستند؟
۳. «نیروهای دموکراتیک سوریه فقط متعلق به کوردها نیست»؛ خب؟ نباشد. آیا اکنون و این جا، مساله نیروهای دموکراتیک سوریه هستند؟ آیا اردوغان به نیروهای دموکراتیک سوریه حمله کرده است؟ آیا هدف اردوغان تخلیه‌ی روژئاوا از نیروهای دموکراتیک سوریه است؟ چرا اردبیلی و رشیدپور نمی‌توانند به طور مشخص از «کورد» دفاع کنند و حتما باید آن را در توهمی به نام ایده‌ی فراقومی یا هر هیولای دیگری که نامش را خوب بلد هستند ناپدید کنند؟ چرا همواره باید امری کلی جعل شود که کورد همه‌ی آن نباشد و اصالت با آن کلیت وهمی باشد؟ چرا نمی‌توان از کلیت اردبیلی و رشیدپور بیرون ماند؟ اینان کدام ناسیونالیسم‌ یا نژادپرستی‌ها هستند که قرن‌هاست خاورمیانه را ترک زده و به خاک و خون کشیده‌اند؟ فکر می‌کنم در مدرسه نام دولت‌ملت‌های خاورمیانه را به ما خوب یاد داده‌اند؛ نام کوردستان در میان آن‌ها نبوده است. نمی‌توان در سایه‌ی خون‌ریزی و کثافت یک دولت‌ملت محقق‌شده‌ی فاشیست، یک ناسیونالیسم نژادپرست به نام ترکیه ایستاد و یک ایده‌ی رهایی‌بخش را که فقط در سرودها و رویاها، به وقت جان دادن زیر بمباران شیمیایی و انفال‌های مکرر به زبان می‌آید، پیش‌گویانه به گند کشید. آن مساله‌ی جهانی ـ بشری که اردبیلی و رشیدپور می‌گویند، نام دیگر همان دولت‌ملت خون‌ریزی است که کورد باید از کورد بودنش دست بکشد تا جزء فرودست آن به شمار آورده شود.
۴. نه تنها قوم سرکوب‌شده، که انسان سرکوب‌شده قدرت زائدالوصفی برای سرکوب دیگری دارد؛ اما آیا این واکنش، کنش را توجیه می‌کند؟ چرا اردبیلی و رشیدپور نمی‌توانند به وقت شهید شدن کوردها زیر بمباران شیمیایی و فسفری در میدان شرف و مقاومت و نقد با سلاح، مستقیم در رد کنش سرکوب یادداشت بنویسند، فارغ از آن که چه واکنشی به آن نشان داده می‌شود؟ چرا احساس خطر می‌کنند که کوردی که امروز سرکوب می‌شود، فردا دیگری را سرکوب کند؟ آیا این به معنای در ناچاری و سکوت تاکید بر ضرورت هر چه بیشتر سرکوب کردن نیست تا دیگر توانی برای واکنش، جانی برای مقاومت نباشد؟ این همان چیزی نیست که اردوغان اعلام می‌کند؟ وقتی، البته پیش‌گویانه، فرض این است که سرکوب‌شده سرکوب می‌کند، آیا نباید جلوی سرکوب را گرفت؟ چرا حق سرکوب هست، ولی حق مقاومت نه؟ چرا امروز، در این جا و آن جا، تورک سرکوب‌شده، به جای آن که عامل سرکوبش را نقد کند، خودش هم‌نوا با فرادستش، تبدیل به سرکوب‌کننده‌ی موقعیت برایش فرودست سازمان‌داده‌شده می‌گردد؟ شایسته نیست اردبیلی و رشیدپور همه‌ی بحث‌ها را کنار بگذارند و شروع به نقد پتانسیل‌های فاشیستی در زندگی تورکی و سترون کردن توانش‌های سرکوب کوردها به دست تورک‌ها بکنند؟ برای این کار، لازم نیست به دوردست‌ها نگاه کنند و پرچم ترکیه را کنار پرچم آمریکا پیدا کنند. هنگامی که اردبیلی و رشیدپور پرچمشان را در کنار پرچم اقلیم بالا نبرند، حتما کسانی پیدا خواهند شد که پرچمشان را، همان طور که آن‌ها می‌گویند، مزورانه و در کمال فرصت‌طلبی، بالا ببرند؛ اما مساله این است که، چرا بی‌عملی اردبیلی و رشیدپور و آن دیگرانی که دولت و پرچم دارند، تداوم پیدا می‌کند؟ آیا موضوع این نیست که آن‌ها که دولت و پرچم دارند و از بالا رفتن پرچم این و آن شاکی هستند، به شرطی به کورد حق می‌دهند که دولت و پرچم نداشته باشد و زیردستشان باشد؟ چرا اردبیلی و رشیدپور و هیولاهایی که می‌گویند، می‌توانند دولت و پرچم داشته باشند ولی نمی‌تواند از «حق» یک مردم برای استقلال از آن دولت و پرچم دفاع کنند؟ چه چیزی هست که نمی‌گذارد از «ما» باشند؟ چه منفعتی هست که اردبیلی و رشیدپور را مجاب می‌کند تا حق ما را، در جایی که پرچم ناسیونالیست‌های دیگر بلند است، به نام نگرانی از حمایت و بالا رفتن پرچم اسرائیل، از بیخ و بن نامشروع بدانند؟ چگونه می‌توان هم از این بیرون ماند و هم از آن؟ چگونه می‌توان هم انکار موقعیتی بود که اردبیلی و رشیدپور عکسش را به ما نشان می‌دهند و هم انکار عکس آن موقعیت که فرا ـ هرچه‌ای هست که اردبیلی و رشیدپور زیر پرچمش ایستاده‌اند؟ چرا حتما باید در دایره‌ی خلق دموکراتیک مورد نظر آن دو باشیم تا حق پیدا کنیم؟ مشکل آن است که آن‌ها خودشان مرکز آن انسان جهانی و نیروی دموکراتیکی هستند که می‌گویند و می‌خواهند همه چیز بر مدار آن‌ها بگردد؛ قومیت آن انسان جهانی، قابل جمع شدن با قومیت اردبیلی هست، ولی کوردها برای پذیرفته‌شدن در آن باید کوردبودنشان را از دست بدهند. اما کوردها پیرامون آن مرکز، هر چه که باشد گرد نمی‌آیند و این به معنای قرار گرفتن پیرامون مرکزی که عدوی موقعیت اردبیلی و رشیدپور است هم نخواهد بود. اردبیلی و رشیدپور به لحاظ تئوریک نمی‌توانند جهانی را تصور کنند که هم بیرون از آن‌ها و هم بیرون از عدوی آن‌ها باشد؛ به فهم ایشان، کورد یا با آن‌ها است، یا علیه آن‌ها؛ و همین است که می‌گویم اردبیلی و رشیدپور نمی‌توانند مساله را مثل «ما» ببینند و به دروغ از «ما» سخن می‌گویند. این جا باز به جای فهم واقعیت، دچار منطبق نشدن ایده‌ها و گزاره‌های اخلاقی‌شان با واقعیت می‌شوند و از واقعیت ایراد می‌گیرند؛ اما اقلیم، هر چه که باشد، به کانتون نزدیک‌تر است تا اردبیلی و رشیدپور به «ما».
برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنیم

Dienstag, 10. September 2019

شورش کرنشتات: آغاز یک پایان/ آساره آسا


 مارال
لینک مطلبی را در مورد شورش کرنشتات می‌فرستم که به تازگی در سایت «ایدون» منتشر شده، امیدوارم همانطور که یکی از خلاءهای دانش تاریخی‌ من را پر کرد، برای شما هم مفید باشد.

شورش کرنشتات: آغاز یک پایان
تألیف و ترجمه: آساره آسا

تمام قدرت به شوراها، نه به احزاب
 گلوله‌هایتان را ذخیره نکنید!

برای خواندن در منبع روی اینجا کلیک کنیم.
رزا:  مرسی از لینک. خیلی کامل بود. همچنین ترجمه خوب مطلب...
 حالم از متن مائویستی زیر بد شده بود! نوشته  توده هایی که مثل الاغ سرشان را در ماتحتشان فرو می کنند!
 هر کدامشان یک ژنرال اند! سنتز نوین البته مخوفترشان کرده!
 نوشته:
آیا نباید به نکته صحیح که طرف رفیق باب  آواکیان  در مثابل کمونیستها قرار داده شده است فکر کرد که:
«آنچه مردم فکر می‌کنند بخشی از واقعیت عینی است، اما واقعیت عینی توسط آنچه مردم فکر می‌کنند تعیین نمیشود. [تأکید در متن اصلی]
این جمله بسیار مهمی است. آنچه مردم فکر می‌کنند بخشی از واقعیت است که ما با آن سر و کار داریم، واقعیتی که به صورت عینی وجود دارد. و اگر آن را تشخیص ندهید، نمی‌توانید نیاز به دگرگون کردن شمار بسیار زیادی از آنچه مردم فکر می‌کنند را تشخیص دهید، زیرا بیشتر مردم تحت تأثیر روابط بورژوایی و روبنای سیاسی بورژوایی چیزی نمی‌دانند و  سرشان را مثل الاغ در ماتحتشان می‌کنند. این بدان معنا نیست که آنها نمی‌توانند یاد بگیرند، اما این واقعیت فعلی است. مهم است بدانیم که آنچه مردم فکر می‌کنند بخشی از واقعیت عینی است؛ شما باید این را بفهمید و تلاش کنید با آنچه  که مردمفکر می‌کنند و در هر کجا که منطبق با واقعیت واقعی نباشد، مبارزه کنید- که به حد بسیار زیادی به طور خودجوش(خودبخودی) است. اما، واقعیت عینی با آنچه مردم فکر می‌کنند تعیین نمی‌شود- مثل این نیست که "خوب، این حقیقت شما است و من حقیقت خودم را دارم ، و شما نمی‌توانید بگویید که حقیقت شما بهتر از حقیقت من است." چیزی به نام حقیقت هر کسی وجود ندارد. حقیقت نباید صاحب داشته باشد. حقیقت عینی است.»

Dienstag, 23. April 2019

جشنواره ی تابستانی سه روزه ی زنان- برلین/آلمان

جشنواره ی تابستانی سه روزه ی زنان
ساختمانِ پُلها- از 26 تا 29 ژوئیه 2019
Building Bridges Festival 26.-29.07.2019

گروهِ زنانِ در غربت و حامیانِ آنها قرار است که در کمپِ سه روزه با عنوانِ "کمپِ تابستانی" در شهر برلین گردِ هم آیند. این گردهم آیی مخصوصِ زنانِ پناهجو طرح ریزی شده است. (هم بعنوانِ تک نفره و هم بعنوانِ گروههای زنانِ پناهجو و حامیانِ آنان که به طریقه ای با مسائل زنانِ پناهجو درگیرند و یا در جهتِ کمک به آنان فعالیت می کنند).
این گردهم آیی در جهتِ تبادلِ افکار میانِ زنانِ پناهجو برگزار می شود و در جهتِ گفتگو میانِ زنانی می باشد که در زندگی روزمره ایزوله و تنها گذاشته شده و تحتِ مصائب سکسیستی و تبعیضِ جنسیتی و همچنین تبعیضِ نژادپرستانه می باشند. هدفِ  گردهم آیی گفتگو و ایجادِ کمکِ متقابل و همبستگی متقابل و از میان برداشتنِ مرزهای میان مان می باشد.
هدف ما گردهم آوردنِ زنانِ پناهجویی هست که در اکسیونهای ایالتی و سراسری از تاریخ 2014 با یکدیگر همکاری را آغاز کرده اند مثلِ گروههای زیر:
پناهجویانِ زن ساکنِ برلین-براندنبورگ، گروهِ "صدای زنان" از شهر مگدبورگ، گروه "اف-ال-ای-تی- اتحادِ افریقا" از شهر مونیخ، گروه پناهندگانِ زن در شهر گوتینگن، گروه "نینا" از شهر هامبورگ، فعالینِ شهر نورنبورگ و شهر کیل و شهر مِکلِنبورگ-فورپومرن و تمامی زنانِ پناهجوی دیگری که ما در این سالهای فعالیت با آنان آشنا شده ایم و برای حقوقِ زنانِ پناهجو فعالیت می کنند. ما در کارگروههایی که تشکیل می دهیم، قصد داریم که مباحثِ کنفرانس "مرزها را از میان برداریم"  در سال 2017 را، دنبال کرده و با گفتگوهای بیشتر، امسال (2019) به آنها عمیق تر بپردازیم. مباحثی حولِ قانون جدیدِ پناهندگی، که گرفتنِ اقامتِ پناهندگی را سختتر کرده است و یا مبحثِ همبستگی فمینیستی و همچنین بحث درباره ی خودسازمان یابی و سلامت.

همبستگی فمینیستی (زنانه): تا چه درجه ای سازمان و گروه ها و ساختارهای سیاسیِ موجود  برای طرحِ مشکلاتِ پناهجویانِ زن آزاد بوده و به آنها می پردازند؟

"آیا میتوان از مبارزاتِ فمینیستیِ زنان در گذشته، برایِ مرحله ی کنونیِ جنبش، آموخت؟" چرا که این سوال همواره در بحث و جدلِ کنونی و در میانِ فعالین با  عنوان " جَدَلِ همبستگیِ فمنیستی" مطرح می شود. قرن ها زنان علیه نژادپرستی و تبعیضِ جنسیتی مبارزه کرده اند. امروزه نیز زنان خود را برای همین اهداف، سازماندهی می کنند. سازمانهای گوناگون به تبعیضاتِ گوناگونِ اجتماعی اشاره داشته و علیه این تبعیض ها و به حاشیه کشیده شدن ها، برخاسته اند. به همین دلیل مهم است که ما مبارزات دیگران را نیز، مبارزه ی خود دانسته و بتوانیم که میانِ خود، شبکه ای از همبستگی ایجاد کنیم.

ادامه ی مطلب اینجا را کلیک کنیم.

Donnerstag, 27. Dezember 2018

رژاوا- کُرد ها و منطقه ی خودمختار سوریه اندکی قبل از حمله ی ارتش ناتو/ترکیه! شروع سال 2019

چند فیلم جدید از مناطق خود مختار- همراه با پیامی به جلیقه زردها در فرانسه و جهان


پیام کمون انترناسیونالیست روژآوا به جلیقه زردها

«خُرده نان کافی نیست، نوع بشر تمام خرمن را، بی‌استثمار شونده و کننده، می‌خواهد.» لوئیز میشل

ما از کمون انترناسیونالیست روژآوا، در کردستان غربی، شمال سوریه، پیامی برای شما جلیقه زردها داریم که تظاهرات می‌کنید، پشت سنگرهای خیابانی هستید، دبیرستان و دانشگاه را اشغال نمودید، دست به اعتصاب می‌زنید و خودسازماندهی پیشه کرده‌اید.

فرانسه دارای تاریخی دراز از مقاومت و خیزش است و به انقلاب 1789 و جنبش مه 1968 خلاصه نمی‌شود. شورش‌های دهقانان در قرون وسطی، همه مقاومت‌های محلی و منطقه‌ای، جنبش‌های استقلال‌طلب از استعمار دولتی، جنبش‌های کارگری و مبارزات زحمتکشان مهاجر، محلات فقیرنشین و هزاران سال مبارزه زنان علیه مردسالاری اجزاء این تاریخ هستند.
کمون پاریس 1871 نشان داد که مردم می‌توانند قدرت را خود به دست بگیرند و الهام‌بخش سترگ همه انقلابیان جهان است.
ما فراخوان جلیقه زردهای کمرسی (Commercy) را منعکس کردیم، زیرا بر این باوریم که جنبش «می‌تواند به رویداد عظیمی فراروید که فقط تقویت قدرت خرید نیست» بلکه «قدرت به مردم، با مردم و برای مردم» است.
آن چه اکنون در روژآوا تجربه می‌شود خودسازماندهی خلق‌های متفاوت در مجامع آزاد و بدون نهادی به نام دولت – ملّت و در چارچوب کنفدرالیسم دمکراتیک است.
البته بازسازماندهی یک جامعه بدون دولت، تلاش آسانی نیست. این مهم به زمان، نیرو و آموزش نیازمند است و همین ما را پر از شادی می‌کند.
باید راه زندگی آزاد را در جامعه فرابگیریم. هزاران نفری که در فلکه‌ها، جاده‌ها، خیابان‌ها و دبیرستان‌ها گردهم آمدند، لحظات مهم و تأثیرگذار را فراموش نخواهند کرد. کودکان از آن سخن خواهند گفت. چرا؟ برای این که مردم دوباره جامعه را درمی‌یابند و می‌فهمند که زندگی با هم چیست.
بیش از همیشه ضروری‌ست افسانه دولت – ملّت و به اصطلاح یگانگی جمهوری‌خواهانه برای زندگی در جامعه آزاد و اشتراکی درهم شکسته شود. باید مرزها را برانداخت تا بتوانیم هویت‌های پرشمار و مهاجرمان را اعلام کنیم و فرهنگ‌ها و زبان‌های «منطقه‌ای‌شده» را زندگی کنیم.
زنان باید بتوانند آن چه را از آنان ربوده شده بازپس گیرند، صدایشان را برسانند و در تمام عرصه‌های جامعه جای داشته باشند.
ما همچنین خواستار ساختن یک نظم اقتصادی سوسیالیستی دیگر هستیم که مردم کنترل و اداره کنند. این اقتصاد بر پایه تولید تعاونی، خودگردان و بوم‌شناسانه خواهد بود، اقتصادی که از استثمار انسان و طبیعت مبرّا خواهد بود.
جوانان با روحیه‌ی قوی مقاومتی که دارند نیروهای پیش‌برنده جنبشی هستند که هیچ سازشی را نخواهد پذیرفت.
همگان دریافتند که افزایش دستمزد حداقل (SMIC) یا بهبود قدرت خرید به معنای «پیروزی» جنبش نیست. پیروزی، گذار از مرحله‌ی مطالباتی به مرحله‌ی ساختن نظم خودحکومتی با تکیه به ساختارهای آلترناتیو موجود است. پیروزی تقابل با تضادها، تجربه، اشتباه و دوباره آزمودن است. پیروزی یعنی هرگز امیدمان را از دست ندهیم و بدانیم که ما می‌توانیم خود را از دولت و دستگاه سرکوب کنونی رها و آزاد زندگی کنیم.
همبستگی با جلیقه زردها و همه زنان و مردانی که در فرانسه و همه جای جهان مقاومت می‌کنند.
سرنگون‌باد فاشیسم تُرک
ما خیزش مردم فرانسه را از یک ماه پیش به دقّت دنبال می‌کنیم. ما هم از عزم معترضان و هم از سطح سرکوب پلیس و دولت درشگفتیم. ما با زنان و مردان سرکوب‌شده ابراز همبستگی می‌کنیم. در حالی که ما در این جا منتظریم تا دولت ترکیه جنگ دیگری راه اندازد، برای شما آرزوی استقامت می‌کنیم و امیدواریم مقاومت مردمی‌اتان منجر به نتایج خوبی شود.
ترجمه: نادر تیف
5 دی 1397 – 26 دسامبر 2018

پیوند به متن اصلی همراه با فیلم خوانش پیام: https://urlz.fr/8wdU


In Solidarity with the gilet jaunes - Declaration from the Internationalist Commune of Rojava




Syrien: Rojava stellt Frauen gleich | ARTE Reportage
  Mein Kurdistan ❤
 فیلم بالا نیم ساعته-به زبان آلمانی2018

Rojava, la révolution par les femmes _ ARTE Tv - 2018
فیلم بالا نیم ساعته-به زبان فرانسه 2018

فیلم زیر یک ساعته-مال دو سال پیش است2016 و به زبان فرانسه- زیر نویس انگلیسی
"Kurdistan: Women At War" Arte tv
German-French TV channel ARTE has produced a documentary titled 'Kurdistan: Girls at War.' Directed by Mylene Sauloy, the documentary looks at the military and ideological struggle waged by Kurdish women in Rojava, Shengal and Qandil as well as the history of the women's movement beginning with the PKK. The documentary is described the channel as follows: From Paris to Sinjar, Kurdish women are taking arms against Daesh (Islamic State) and defending their people. A group of women who refuse to be victims or stand by whilst other women are victimised

فیلم زیر 9 دقیقه-به زبان کُردی و جدید است.
Ken, Watedarbûna Jiyanê Ye

جنبش جلیقه زردها در فرانسه

 

Freitag, 21. Dezember 2018

شکنجه اسماعیل بخشی در زندان؛ از باتوم زدن به بیضه‌ها تا خوراندن قرص‌های توهم زا


اسماعیل بخشی به کار خود در نیشکر هفت تپه بازگشت / یادداشت اسماعیل بخشی

۰۲ دی، ۱۳۹۷


گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی در باره آخرین وضعیت اسماعیل بخشی،شکنجه او و اخراجش از کار

گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی:. خلاصه‌اش این‌که: به اسماعیل بخشی در زندان داروهای توهم زا داده‌اند. او را به شدت شکنجه‌ کرده‌اند از جمله به بیضه‌هایش با باتوم ضربه زده‌اند. در اثر شکنجه‌ها چند بار بیهوش شده است. اکنون هم علاوه بر عوارض شکنجه‌ها، ارتباطات اجتماع یاشان را محدود کرده‌اند، از کار اخراجش کرده‌اند و حساب‌های بانکی او را هم مسدود کرده اند.

شکنجه اسماعیل بخشی در زندان؛ از باتوم زدن به بیضه‌ها تا خوراندن قرص‌های توهم زا

با گذشت ده روز از آزادی اسماعیل بخشی  از زندان هنوز هیچ خبرنگار و فعال مدنی موفق به تماس، گفت‌وگو و دیدار با او  نشده است. تماس‌های مکرر خبرنگاران خارج از کشور با او بی‌پاسخ مانده و خبرنگاران و فعالان مدنی داخل ایران هم موفق به گفت‌وگو و دیدار با این فعال کارگری نشده‌اند.

اسماعیل بخشی یکی از نمایندگان سندیکای کارگری هفت تپه است که سخنرانی‌های پرشور او در اعتراضات هفت‌تپه  مورد توجه عموم قرارگرفت و بارها در شبکه‌های اجتماعی  به اشتراک گذاشته شد. او روز ۲۷ آبان ماه در چهاردهمین روز از اعتصابات هفت‌تپه بازداشت شد و روز چهارشنبه ۲۱ آذرماه خبر آزادی‌اش با وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی منتشر شد. از روز آزادی تا کنون اما نه در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند و نه در جمع کارگران هفت‌تپه حاضر شده است. شاهد علوی روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با یکی از بستگان‌ این فعال کارگری  از اسماعیل بخشی سراغ گرفته و فایل صوتی این گفت‌و گو را منتشر کرده است. به گفته این منبع مطلع  شرایطی به و جود آمده که  امکان برقراری ارتباط با اسماعیل وجود ندارد. او توضیح می‌دهد که اسماعیل بخشی در زندان  تحت شکنجه شدید جسمی و روحی قرار گرفته است: «او را چندین بار تا حد مرگ زده‌اند. با کابل به بیضه‌هایش زده‌اند و الان در نشستن، راه رفتن و خوابیدن مشکل دارد.»  این اولین بار نیست که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی مطرح می‌شود.

پیش از آزادی او از زندان، سندیکای کارگران هفت تپه از ضرب و شتم این فعال کارگری و انتقال او از زندان به بیمارستان خبر داده بود اما این موضوع بلافاصله از سوی مسئولان خوزستان تکذیب شد. غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان و صادق جعفری چگینی رئیس دادگستری شوش خبر شکنجه او را شایعه دانسته بوده و اعلام کردند که او درصحت کامل به سر می‌برد. با این حال فعالان کارگری به نقل از خانواده‌اش از آثار کبودی و تورم در ناحیه سر و صورت این فعال کارگری خبر داده بودند. حالا یکی از بستگان اسماعیل بخشی توضیح می‌دهد که او تنها تحت شکنجه جسمی قرار نگرفته: «هربار بعد ازشکنجه اسماعیل از هوش می‌رفته و بعد که از شدت درد به هوش می‌آمده  به اسم مسکن داروهای اعصاب و روان و توهم زا به او می‌داده‌اند.»

 شاهد علوی  به ایران وایر می‌گوید: « این بار برخورد با اسماعیل بخشی به دو شکل صورت گرفته. هم برخورد فیزیکی و آزار جسمی مثل کتک زدن، شکنجه، زدن باتوم به بیضه‌های ایشان صورت گرفته و علاوه بر آن شکنجه‌های درمانی که مدتی است زندانیان سیاسی درباره‌اش صحبت می‌کنند و باب شده هم درمورد ایشان اعمال شده. احتمالا ایشان در اثر شکنجه درد داشته و آنطور که من حدس می‌زنم احتمالا کسی که نقش بازجوی خوب را داشته، گفته: ما بهت دارو می‌دهیم، آرام‌بخش می‌زنیم و مسکن می‌دهیم که دردت کمتر شود و این داروها توهم زا بوده‌اند.»  به گفته منبع اطلاعاتی شاهد علوی، اسماعیل بخشی علاوه بر مشکلات ناشی از شکنجه جسمی و درد هنوز درگیر عوارض داروهایی است که در زندان به  اسم مسکن به او داده شده: « بعضی وقت‌ها هنوز هم دچار توهم می‌شود، انگار الان هم در زندان است. می‌ترسد. مرتب دچار دچارتب و لرز می‌شود و درواقع سلامت روحی و روانی‌اش به هم ریخته  است.»

 به عقیده شاهد علوی، شدت خشونت و شکنجه‌ای که در حق اسماعیل بخشی اعمال شده احتمالا واکنشی است به نقشی که او در معرفی جنبش کارگری هفت تپه داشته است. بسیاری  نقش او را به خاطر سخنرانی‌های شجاعانه ‌اش در اعتراضات کارگری هفت تپه کلیدی عنوان می‌کنند.
در چند روز گذشته خبرهایی مبنی بر حصر خانگی اسماعیل بخشی منتشر شده بود، شاهد علوی درباره این موضوع هم سوال کرده: «در واقع به من گفتند ایشان در حصر نیست و کنترل فیزیکی به آن معنا وجود  ندارد. اما به محض آزادی از زندان به ایشان خبر داده‌اند که از کارش اخراج شده و تهدید کرده‌اند اگر خودت یا خانواده‌ات با کسی، رسانه‌ای، یا جایی دیدار داشته باشی، درمورد شرایطت گفت‌وگو داشته باشی و یا به اعتراضاتت به روش قبلی ادامه دهی دوباره بازداشت‌ات می‌کنیم.»  کارگران هفت تپه بعد از دستگیری اسماعیل، روزها در حمایت از او شعار دادند و تحصن کردند. آن‌ها یک  شعار ویژه هم داشتند: «اسماعیل رو گرفتن، ما همه بخشی هستیم» اما بعد از آزادی اسماعیل بخشی از دیدار با او محروم شده‌اند: «به کسانی که با اسماعیل بخشی پیش از بازداشت به انحای مختلف ارتباط داشتند به عنوان همکار  و یا همکار صنفی در تشکیلات کارگری و... هشدار داده شده که در صورت ملاقات و دیدار با آقای بخشی آن‌ها هم بازداشت می‌شوند و بلافاصله هم  از کار اخراج می‌شوند.» به گفته این روزنامه‌نگار  فشارهایی که به اسماعیل  بخشی و خانواده‌اش و هم به کسانی که ممکن بوده با او تماس بگیرند، وارد شده، باعث شده اسماعیل بخشی در حالت ایزوله قرار بگیرد.

حساب‌های بانکی اسماعیل بخشی هم مسدود شده است و به گفته این منبع آگاه یکی از اصلی‌ترین مشکلات اسماعیل بخشی این است که پولی ندارد که بتواند برای درمان مشکلاتش به مراکز درمانی مراجعه کند: « حساب‌های بانکی اسماعیل بخشی هم مسدود شده که اگر از قبل پولی در حساب مانده یا کسی به آن‌ها قرضی داده نتواند استفاده کند و به این ترتیب یکی از مشکلات اصلی اسماعیل این است که اصلا پول ندارد که دکتر برود مشکلاتش را درمان کند. متوجه شود این دارویی که داده‌اند چه بوده و چطور می‌شود عوارض‌اش را ازبین ببرد. این موجب شده که هیچ راهی برای تماس بیرون با ایشان یا تماس ایشان با بیرون در دسترس نباشد»

به گفته این منبع آگاه، اسماعیل بخشی حتی بعد از آزادی امکان تماس با فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت‌تپه را هم نداشته است. او  در فایل صوتی منتشر شده از تمام نهادهای حقوق بشری، فعالان کارگری و مردم ایران می‌خواهد که اسماعیل بخشی را تنها نگذارند. از شاهد علوی می‌پرسم با توجه به این که مسئولان یک بار شکنجه شدن اسماعیل بخشی را تکذیب کردند، چطور می‌توانیم آن‌ها را وادار به پاسخگویی کنیم؟

او می‌گوید: «در تکذیب ظاهرا همیشه برای آقایان باز است اما نکته‌ای که وجود دارد این است که فعالان کارگری و حقوق بشری و سیاسی می‌گویند راه اثبات این که حق با سیستم و مسئولان استانداری است این است که اسماعیل بخشی اجازه داشته باشد به سر کارش برگردد. دست کم  امکانی فراهم کنند که روزنامه‌نگارهای داخل کشور یا همان رسانه‌های موجود بتوانند با او دیدار کنند.»
این روزنامه‌نگار تاکید می‌کند که حداقل یکی از همکاران روزنامه‌نگار در داخل ایران تلاش زیادی برای تماس با اسماعیل بخشی کرده است: «تلفن‌ها جواب داده نمی‌شود، واسطه‌ها جرات نمی‌کنند پیش ایشان بروند و امکان گفت وگو  با ایشان که ثابت کند حال اسماعیل بخشی خوب است، شکنجه نشده و به قول آقایان این ها همه تبلیغات ضد انقلاب است، بسته شده است. یعنی از یک طرف سیستم می‌گوید حالش خوب است از طرف دیگر امکان این را که کسی از این حال خوب گزارش بدهد، نمی‌دهد.» این روزنامه‌نگار معتقد است که با توجه به این شرایط  طبیعتا ناظر بیرونی که تهدیدی رویش نیست می‌گوید این‌ها دروغ می‌گویند: « متاسفانه من ترجیح می‌دهم گزارش‌هایی را باور کنم که از وخامت حال ایشان خبر می‌دهد.»
گفتگو با یکی از بستگان اسماعیل بخشی در باره آخرین وضعیت اسماعیل بخشی،شکنجه او و اخراجش از کار
https://youtu.be/m7jBc9dQ9Cg

Montag, 17. Dezember 2018

جنبش جلیقه زردها در فرانسه

مقالات جدید: برای خواندن در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.

بررسی مقدماتی جنبش جلیقه زردها در فرانسه
سیه مشت

جنبش جلیقه‌زردها
مردان (54 درصد) در مقایسه با زنان (45 درصد) پرتعدادترند. اما سهم بالای زنان طبقه‌ی کارگر، گروهی اجتماعی که به طور سنتی خیلی به لحاظ سیاسی بسیج نمی‌شوند، واقعیت قابل‌توجهی است.
زنان همواره در تظاهرات شرکت داشته‌اند، اما این‌جا حضور پررنگ‌تری دارند. این امر چند دلیل دارد: در غیاب سخنگویان رسمی، نمایندگان اتحادیه‌های کارگری یا نمایندگان سیاسی که همه‌شان معمولاً مردند، و در غیاب سازمان‌ها، رسانه‌ها ناگزیر به شرکت‌کنندگان «عادی» توجه کردند.
 بُعد اجتماعی قدرتمند این منازعه و جایگاه کلیدی شرایط معیشتی در مطالبات این جنبش اجتماعی در محسوس بودن حضور زنان نقش دارد.
64 درصد معتقد بودند که اتحادیه‌های کارگری هیچ جایگاهی در این جنبش ندارند، 81 درصد این تصور را در مورد تمامی احزاب سیاسی داشتند.
تقریباً یک‌پنجم با اشاره به نخوت هیأت دولت گفتند که برای تظاهرات آن‌جا آمدند تا به دولت فعلی اعتراض کنند و خواستار استعفای امانوئل ماکرون بشوند). اغلب برای تأکید بر این عدم مشروعیت از اصطلاحات «سلطنت»، «الیگارشی» یا «دیکتاتوری» استفاده می‌شود. درخواست تغییرات نهادی که در 24 نوامبر پدیدار شد در یکم دسامبر تأیید شد.

شعارنویسی جلیقه‌زردها: «فاز یک: شانزه لیزه، فاز دو: جهان»
حرکت جلیقه‌زردها در فرانسه یک جنبش مالتیتودی است، متفاوت از جنبش‌های قرن بیستم، در اعتراض به فلاکت ناشی از اصلاحات نئولیبرالی.  مالتیتود (‌بی‌شماران)
آنتونیو نگری: چه اتفاقی در فرانسه افتاده است؟ شورشی از مردمانی عجیب که در اولین شنبه اعتراضات (۱۷ نوامبر) چهارراه‌ها و خیابان‌های استان‌ها و وروردی اتوبان‌ها را مسدود کردند؛ بنا به تصاویر، مبارزان در دومین شنبه اعتراضات (۲۴ نوامبر)  شانزه لیزه را سنگربندی کردند و درخواست دیدار با رئیس‌جمهوری را داشتند. در سومین شنبه (۱ دسامبر) معترضان به محلات ثروتمند شهر پاریس حمله کردند، مملو از خشم با پلیس درگیر شدند و از فروشگاه‌ها و رستوران‌ها سرقت کردند… آیا این موضوعی جدی است؟ آنها از کجا می‌آیند؟


فراخوان کومرسی
( برگرفته از مقاله‌ی فارسی نوشته‌ و ترجمه‌ی جبیب ساعی:
فراخوان “جلیقه زردها”ی شهر کُمرسی به تمامی مجامع توده‌ای:


” اجازه ندهیم نیروهای سیاسی جنبش ما را مال خود کنند!
زنده‌باد دموکراسی مستقیم!
هیچ نیازی به انتخاب نمایندگان منطقه‌ای نداریم!

نزدیک به دو هفته است که جنبش “جلیقه زردها” صدها‌هزار نفر را در اقصی نقاط فرانسه به خیابان‌ها کشانده‌است. خیلی از این افراد برای اولین بار است که به تظاهرات دست می‌زنند.

افزایش قیمت گازوئیل قطره‌ای بود که کاسه را لبریز کرد و دشت را به‌آتش‌کشید رنج، فقر و بی‌عدالتی هرگز چنین وسعتی پیدا نکرده‌است. اکنون در تمام نقاط کشور صدها گروه محلی خود را سازمان می‌دهند و هر یک روش‌های خاص خویش را می‌آزماید.

این‌جا در کُمرسی در استان موز، ما از همان اول، با مجامع توده‌ای روزانه کار خود را به‌پیش می‌بریم؛ در این مجمع همه حق و حقوقی برابر دارند. در فلکه‌ها و مناطقی از شهر، سد‌معبر کرده، پمپ‌بنزین‌ها را مسدود‌کردیم و اجازه رفت‌و‌آمد به اتومبیل‌ها را تک‌تک می‌دادیم؛ همزمان کلبه‌ای هم در مرکز شهر درست کردیم. هر روز در این کلبه دور هم جمع ‌می‌شویم تا در‌مورد حرکت‌های بعدی‌مان تصمیم‌ بگیریم و در‌عین‌حال با دیگران وارد گفتگو‌شده و به افرادی که به ما می‌پیوندند خوش‌آمد بگوییم. در آنجا “آش همبستگی” درست کرده تا لحظاتی شیرین را کنار یکدیگر تجربه کرده و یکدیگر را بهتر بشناسیم و تمام این‌ها در یک برابری کامل انجام می‌شود.

هم اکنون مشاهده می‌کنیم که دولت و بخش‌هایی از جنبش پیشنهاد می‌کنند که برای هر منطقه نمایندگانی انتخاب کنیم یعنی چند نفر باشند که به‌عنوان نماینده طرفِ صحبت دولت قرار بگیرند و بیان تمام تنوعی باشند که ما را تشکیل می‌دهد. ما هیچ نوع نماینده‌ای نمی‌خواهیم به این دلیل که اجباراً در نهایت نه برای ما که به جای ما سخن خواهند گفت.

این انتخابِ نماینده چه فایده‌ای خواهد داشت؟ همین‌جا در شهر کُمرسی افرادی از ما به‌طور مرتب با معاون استاندار ملاقات داشته‌اند؛ در شهرهای بزرگ هیأت دیگری از طرف “جلیقه زردها” مستقیماً با استاندار ملاقات کرد. این افراد تا همین‌جا هم بارها خشم و عصبانیت ما و مطالبات ما را به بالایی‌ها منتقل کرده‌اند؛ آنها به‌خوبی می‌دانند که ما مصمم هستیم تا با این رئیس جمهور منفور و این دولت که از آن هم منزجریم و سیستم فاسدی که آن‌ها تجسم آن هستند تعیین تکلیف کنیم.

و دقیقاً به‌همین‌دلیل است که دولت در هراس است چرا که می‌داند اگر بر سر مسألۀ عوارض و سوخت عقب‌نشینی کند، به ناچار باید بر سر بازنشستگی، بیکاران، جایگاه کارمندان و مابقی قضایا نیز وا‌بدهد؛ به‌خوبی می‌داند که ممکن است شرایط بسیج یک جنبش همگانی علیه سیستم را فراهم ‌کند!
اگر دولت از ما نماینده و سخنگو می‌خواهد برای آن نیست که خشم و مطالبات ما را بهتر درک کند، بلکه صرفًا برای کنترل کردن و نهایتاً به خاک سپردن ماست. همانطور که از طریق سندیکاها عمل می‌کنند؛ آنها به‌دنبال میانجی و واسطه هستند یعنی کسانی که بتوانند با آنها مذاکره‌کنند یعنی در واقع بتوانند بر جنبش فشار آورده و خروش آتشفشانش را خاموش‌کنند. دنبال کسانی هستند که می‌خواهند از آنِ خود کرده و از آنها برای ایجاد دو دستگی در جنبش و در نهایت مدفون‌کردنِ آن استفاده‌ کنند.

اما آنها هنوز قوت و هوشیاری جنبش ما را درک نکرده‌اند؛ آنها درک نکرده‌اند که ما در حال فکر‌کردن، سازماندهی و تکامل‌بخشیدن و گسترش‌دادن به عملیات خویش هستیم؛ یعنی فعالیت‌هایی که هراس بی‌پایان به‌جان آنها می‌اندازد.
و به‌خصوص این‌که آنها نمی‌فهمند که جنبش “جلیقه زردها” به‌دنبال چیز دیگری‌است، چیزی که به اشکال گوناگون طلب‌می‌کند؛ چیزی فراتر از قدرت خرید و معیشت: “جلیقه زردها” خواهان این هستند که قدرت مردم توسط مردم و برای مردم اعمال‌گردد.

یعنی سیستم جدیدی که آنهایی که به نحوی تحقیرآمیز توسط دولتمردان مورد خطاب قرار می‌گیرند، “آنها که هیچ چیز نیستند” قدرت را دوباره به‌دست گرفته و آن‌را بر همین رهبران، قدرت‌های پول و ثروت، آنهایی که جیب‌های خود را پُر‌کرده‌اند اعمال‌سازند. این است برابری! ‌این است عدالت! این است آزادی!

این است آنچه ما می‌خواهیم و این همه از پایین و پایه منشاء خواهد‌گرفت.
اگر ما نماینده یا سخنگو انتخاب‌کنیم، خود منفعل خواهیم‌شد و نهایتًا به‌سرعت، سیستم را بازتولید خواهیم‌کرد یعنی عملکردهایی از بالا به پایین برقرا‌ر‌خواهد شد و مثل همان کثافت‌هایی می‌شویم که بر ما حکومت می‌کنند. این به‌اصطلاح نمایندگان مردم که جیب‌های خود را پر کرده، قوانینی به ثبت می‌رساند که زندگی ما را ناممکن می‌سازد و فقط در راه منافع ثروتمندان عمل می‌کند. دست‌های خود را در چرخ‌دنده‌های سیستم نمایندگی نگذاریم و اجازه ندهیم که سیستم سیاسی ما را بلعیده و مالِ‌خود‌کند. کلام خود را به یک مشت آدم (هر چند هم که سالم و صادق به‌نظر برسند) واگذار نکنیم. آنها یا باید به حرف همه گوش دهند یا به حرف هیچ‌کس!

ما از این شهر کوچک کُمرسی، از همه می‌خواهیم که همه‌جا در فرانسه کمیته‌های توده‌ای تشکیل‌دهند، که از طریق مجمع عمومی منظم عمل‌کنند؛ مکان‌هایی به وجود‌آورند که در آن سخن آزاد باشد و هر‌کس جرأت کند حرفش را بزند، صحبت‌کردن را تمرین‌کنیم؛ بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم.
اگر واقعاً مجبور به انتخاب نماینده شدیم باید فقط در سطح کمیته‌های محلی و در پیوستگی و نزدیکی کامل با حرف مردم باشد؛ نمایندگانی که به‌نحوی اجباری خواست‌های مردم را بیان‌کنند، قابل فسخ و دوره‌ای باشند؛ در شفافیت کامل و با اطمینان کامل.
همچنین خواهان آنیم که صدها گروه از جلیقه زردها کلبه‌هایی مثل ما بنا‌ کنند که خانه‌های مردم باشد همانطور که در سَنْ‌نزِر کردند ؛ در یک کلام، جایی برای به هم پیوستن، سازماندهی و هماهنگ‌کردن در سطح محلی و در سطح استان؛ آن هم در برابری کامل.
این چنین است که پیروز می‌شویم، چرا که بالایی‌ها عادت به مدیریت چنین جنبشی را ندارند و از اینجاست که هراسناک هستند. نگذاریم ما را رهبری کنند؛ نگذاریم ما را از آنِ خود کنند و بین ما اختلاف بیندازند.
ما هیچ یک از “نمایندگان” و “سخنگویانی را که سرخودْ خودشان را چنین تصور کرده‌اند نمی پذیریم.
ما می‌خواهیم حاکمیت خود را بر زندگی خویش باز پس بگیریم.
زنده باد “جلیقه زردها” در کلیه تنوعشان!
زنده‌باد قدرت مردم، به‌دست مردم، برای مردم!“
جلیقه‌زردهای کومرسی

زمستان دگردیسی‌ها

وقتِ کمونِ کمون‌ها فرارسیده است

نامه‌ای از چیاپاس به جلیقه‌زردها

فیلم از فاز 2 حدود 40 دقیقه در تاریخ 24 نوامبر- سیاست خیابانی
Acte 2 des Gilets Jaunes à Paris / barricades sur les Champs-Elysées - 24 novembre 2018
فاز 5 در تاریخ 15 دسامبر حدود 7 دقیقه
Acte V - Dijon - Gilets jaunes
https://youtu.be/iCY3gTUzIp8
 15Décembre 2018, Manifestation des gilets jaunes.

Montag, 19. November 2018

بازداشت فعالین و کارگران 7 تپه به 19 نفر رسید (18 مرد و یک زن) و یک زن و یک زن و یک زن

یک زن و یک زن و یک زن
رزا: برای دستگیری 1 زن به اتوبوس حمله می کنند. سخنگویان و نمایندگان کارگری به دستگیری این زن اعتراض می کنند.

چند تا اتوبوس کارگرا و خانواده ها رو اورده منتها تو یکیش رفتن دنبال سپیده اما اسماعیل و مسلم وایسادن و...
https://twitter.com/azarmvand/status/1064270979319427075
وقتي ماموران به اتوبوس حامل كارگران هفت تپه يورش آوردند، هدفشان دستگيري يكي از خانمها بود، اما اسماعيل_بخشي و مسلم_آرمند مي‌ايستند و ميگن اگر بخواي اين خانم رو ببري بايد ما رو هم ببريد! سه تاشون رو بردن

رزا: در گزارش های اول این زن می شود "از خانواده کارگران"، بعد میشود "خبرنگار بخش کارگری خوزستان" بعد می شود "خبرنگارِ پوشش دهنده ی اخبار کارگری" ...
ولی این زن یک دختر پانک است. بعداز اعلام اسم سپیده، می شود خبرچینی که اسماعیل بخشی و کارگران هفت تپه را بگا داده، بعد می شود نفوذی توییتری! خلاصه هزار و یک تحلیل از یک دختر جوان که در مقابل این 18 کارگر و فعال کارگری خار و کوچک می نمایندش!
اسم فامیل سپیده را از غ به ق برگردانیم میشود همان دخترک شیطونِ پانک از جنوب!
https://twitter.com/amirebtehaj/status/1064263400648318977

نخست اسماعیل بخشی و مسلم ارمند دو نماینده کارگران بخش تجهیزات مجتمع کشت و صنعت هفت تپه به همراه سپیده غلیان خبرنگاری که برای پوشش اعتصاب و تهیه گزارش در میان کارگران بود بازداشت شدند و سپس تا غروب جمعه ۱۵ نفر دیگر شامل ۱۳ نماینده‌ی کارگران و دو مدیر بخش‌های تجهیزات و ترابری که به اعتصاب کارگران پیوسته بودند بازداشت شدند.

لازم به اشاره است که در جریان اعتراضات امروز کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه به همراه خانواده‌هایشان، حوالی ظهر امروز (یکشنبه ۲۷ آبان ماه) چهار نفر از معترضان بازداشت شدند. گفته می‌شود سه نفر از بازداشت‌شدگان به نام‌های “اسماعیل بخشی” و “محسن آرمان” و “محمد خنیفر” هستنند و نفر چهارم یک خانم از اعضای خانواده کارگران معترض است که در اعتراضات امروز مشغول گرفتن عکس بوده است.

رزا:عکس سپیده "خبرنگار" در شأنِ بسیاری از سایت های کارگری نبود! پس من منتشر میکنم تا پیوند دستهای پینه بسته را به نسلی از زنانِ "غیر متعارفِ" جنبش کارگری ببینید! این همان قدم اول است که رژیم را به سرآشیبی سقوط انداخته!
 سپیده نه مشغول خبرنگاری و نه عکس و غیره بوده است. بدلیل پانک بودن از اتوبوس می کشند بیرون، ببرند که کارگران( بخشی و آرمند) نمی گذارند. پس هر سه نفر را میبرند. بقیه را هم بعدن می گیرند، از بین معترضین که علیه دستگیری این 3 نفر جلوی امنیت خانه ی شوش! تحصن و اعتراض کردند...
هیچ انقلابی برای گرفتن حقوق و دستمزد شروع نشده! انقلاب یعنی حسابی ریدن به تمام وضع موجود!
نمایندگان کارگری ابتدا با آه و اشک و نفرین و لعنت به زندگی شروع کردند تا زنان را شناختند! زن یعنی زندگی و عشق! یعنی آلترناتیو وضع موجود. یعنی خود گردانی یعنی حتی اگر  گرسنه ای تن فروشی. یعنی مقاومت برای زنده ماندن برای آینده و برای حفظ  زندگی کودکان فردا!
دور نیست که کارگران در سطح توده ای دریابند که مبارزه برای حق تعیین سرنوشت (بر روی بدن و سبکِ زندگی) از مبارزاتشان برای آزاد شدن کارگران از بردگی به وسایل تولید و خودِ تولیدِ اجباری، جدا نیست!
از هم در برابر نیروی انتظامی و سرکوب حمایت کنیم!
امروز ریدم به هیکل صاب‌کارم و از کرده‌ی خود خشنودم.
سپیده قلیان
پنجشنبه, 2 مارس 2017
«سپیده قلیان»، فعال مجازی 21 ساله ساکن شهر اهواز سه  روز پیش توسط ماموران اداره اطلاعات این شهر دستگیر شده و تاکنون از محل نگه‏داری او خبری در دست نیست. او دانشجوی ترم چهارم دام‎پزشکی است که غروب روز جمعه، ششم اسفندماه توسط نیروهای امنیتی به محل نامعلومی منتقل شده است.

نگرانم برای #سپیده_قلیان اون دختر رنگی پنگی دلشاد امیدوارم خیلی زود آزاد بشه
سپیده قلیان
ahmadgholamii_@faranak.london آره 😓 اما چون سپيده قليان بوده حضرات دوست ندارن خبرشو كار كنن كه به وقتش جواب تك تكشونو ميدم
https://www.instagram.com/p/BqWBQopH2FC/
بپذیریم که دختر پرحاشیه و دردسرسازیه و اگر دام امنیتی هم نبوده، سرخود و نسنجیده عمل کرده و ضربه بزرگی به بدنه اعتصابات زده...

اون خانم خبرنگار ناشناس صبح که تا ظهر تبدیل شد به فعال مدنی و گفتند بخشی برای محافظت ازش حین درگیری دستگیر شده #سپیده_قلیان بود که نه ژورنالیسته نه اکتیویست، یک کاربر توییتری ساده است که این‌جا معروف شده به آدم‌فروشی...
https://twitter.com/XrXIII/status/1064286673213825024
برخی منابع خبری گزارش دادند که این دو کارگر به همراه یک خبرنگار زن در حالی که سوار بر اتوبوس‌های تازه پس گرفته شده این شرکت بودند، از سوی یگان ویژه پلیس بازداشت شدند.

آخرین اخبار از #هفت_تپه : - تعداد بازداشتی‌های تجمع امروز هفت‌تپه ۱۸نفر گزارش شده - حال همه بازداشتی‌ها (۱۷مرد و‌ یک‌زن) خوبه - تعدادی از این بازداشتی‌ها عصر امروز جهت پیگیری وضعیت همکارانشان به پلیس امنیت شوش مراجعه کردند اما همانجا بازداشت شدند! #نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
هویت ۱۵ بازداشت‌شده امروز “سعید منصوری” (نماینده تحقیقات)، “جلیل احمدی” (نماینده کشاورزی)، “عظیم سرخه” (نماینده خدمات پشتیبانی)، “مهدی داوودی” (خدمات پشتیبانی)، “سعید الکثیر” (حراست)، “آقای علیزاده” (حراست) “امید آزادی” (کارخانه شکر)، “سید حسن فاضلی” (نماینده تجهیزات)، “صمیر احمدی” (تجهیزات)، “آقای سلامت نیا” (مدیر تجهیزات مکانیکی)، “عماد کثیر” (نماینده زیربنایی)، “محمود سعدی” (تجهیزات)، “خالد تمیمی” (مدیر ترابری)، “ایمان اخضری” و “پویا بشمه” (خوراک دام) احراز شده است.

با احتساب این ۱۵ نفر تعداد معترضین بازداشت شده در تجمع اعتراضی روز یکشنبه به ۱۹ تن رسید.

هرانا پیشتر در گزارشی از بازداشت چهار تن دیگر به نام‌های “اسماعیل بخشی”، “مسلم آرمند”، “محمد خنیفر” و “سپیده قلیان” خبر داده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۷ آبان‌ماه ۱۳۹۷، حداثل ۱۵ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه به همراه چند فعال کارگری و یک فعال مدنی در محل پلیس امنیت شوش بازداشت هستند و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند نیز بازداشت شده‌اند.
هویت ۱۵ بازداشت‌شده امروز “سعید منصوری” (نماینده تحقیقات)، “جلیل احمدی” (نماینده کشاورزی)، “عظیم سرخه” (نماینده خدمات پشتیبانی)، “مهدی داوودی” (خدمات پشتیبانی)، “سعید الکثیر” (حراست)، “آقای علیزاده” (حراست) “امید آزادی” (کارخانه شکر)، “سید حسن فاضلی” (نماینده تجهیزات)، “صمیر احمدی” (تجهیزات)، “آقای سلامت نیا” (مدیر تجهیزات مکانیکی)، “عماد کثیر” (نماینده زیربنایی)، “محمود سعدی” (تجهیزات)، “خالد تمیمی” (مدیر ترابری)، “ایمان اخضری” و “پویا بشمه” (خوراک دام) احراز شده است.

روز یک‌شنبه ابتدا اعلام شد که دوتن از نمایندگان کارگران به‌نام‌های اسماعیل بخشی و مسلم آرمند و یک خانم خبرنگار دستگیر شده‌اند، اما در ساعات بعد، گزارش‌هایی از بیشتر شدن تعداد بازداشتی‌های مربوط به این تجمعات اعتراضی منتشر شد.

در آخرین گزارش، کانال رسمی کارگران هفت‌تپه در تلگرام، فهرست اسامی ۱۸ نفر را منتشر کرده است که یکی از آن‌ها روزنامه‌نگاری است به‌نام سپیده قلیان و باقی همه کارگران و کارکنان نیشکر هفت‌تپه‌اند (ازجمله اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه، چند فعال کارگری و حتی برخی مدیران که بعد از حضور برای پی‌گیری وضعیت بازداشت‌شدگان در محل پلیس امنیت شوش، بازداشت شده‌اند).


شمار بازداشت شدگان در ارتباط با اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه به ۱۹ تن رسید

ادامه ی مطلب در همینجا- اینجا