Freitag, 4. September 2015

...من رسیدم مامان


من موفق نشدم مامان
اما به برادرهام نگو
همینطور به پدر هم نگو.
بهشون بگو
من رسیدم، به آنجایی که پدربزرگ زیاد ازش تعریف میکرد.
جایی که تانکها مسئول پخش آب و گلوله ها از جنس آبنبات اند.
اینجا که هستم نان هم زیاد است
پول کم ندارم بپردازمش.
اینجا که هستم برای جهانی بهتر میجنگند.
بهشون بگو من در ... هستم
و
قایقم هم
غرق نشده...


ich habe es nicht geschafft mama

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen