Donnerstag, 9. April 2015

مروری بر رمزنگاری شخصی – عمومیEnigmail، GnuPG

Enigmail یک افزونه برای برنامه Mozilla Thunderbird است که با کمک آن می‌توانید از حریم شخصی ارتباطات ایمیلی خویش حفاظت کنید. Enigmail بطور ساده یک رابط کاربری است که به شما امکان می‌دهد تا از برنامه رمزنگاری GnuPG در برنامه Thunderbird استفاده کنید. رابط کاربری Enigmail به صورت OpenPGP در کادر ابزارهای برنامه Thunderbird مشاهده می شود.
 https://info.securityinabox.org/fa/node/1817

Enigmail بر اساس سیستم رمزنگاری کلید عمومی کار می کند. در این روش، هر فردی می باید جفت-کلید شخصی خود را بوجود بیاورد. کلید اول با عنوان کلید شخصی شناخته می شود. این کلید با یک رمز عبور یا عبارت عبور تحت مراقبت قرار داشته و با هیچ شخصی به اشتراک گذاشته نمی شود.
کلید دوم را کلید عمومی می نامند. این کلید را می‌توانید با هریک از طرفین مکاتبات خود به اشتراک بگذارید. وقتی که کلید عمومی مخاطب خود را دریافت کردید می‌توانید ایمیل‌های رمزنگاری شده به این شخص ارسال دارید. در اینصورت فقط فرد مورد نظر می‌تواند ایمیل‌های شما را رمزگشایی نموده و بخواند، زیرا وی تنها کسی است که به کلید شخصی جفت دسترسی دارد.
به همین ترتیب اگر شما نسخه‌ای از کلید عمومی خود را به افراد موجود در آدرس نامه ایمیل خود ارسال داشته و کلید شخصی را مخفی نگهدارید، فقط شما می‌توانید پیامهای رمزنگاری شده ارسالی از جانب آن افراد را مطالعه کنید.
Enigmail همچنین به شما امکان می‌دهد تا امضاهای الکترونیک را به پیامهای خود اضافه کنید. دریافت‌کننده پیام شما که دارای نسخه معتبری از کلید عمومی شما باشد، می‌تواند از اعتبار ایمیل‌هایی که از جانب شما به مقصد وی ارسال می‌شود اطمینان حاصل کرده و مطمئن شود که محتویات آن‌ها در طی مسیر دستکاری نشده است. به همین ترتیب، اگر شما دارای کلید عمومی مخاطب خود باشید می‌توانید از سندیت امضاهای الکترونیک پیامهای او اطمینان حاصل کنید.

4.1 چگونه می‌توان Enigmail و GnuPG را نصب کرد

برای خواندن ادامه روی اینجا کلیک کنیم. 

اطلاعات بیشتر در لینک زیر

Sonntag, 22. März 2015

پسرک و سنگسار- صحنه هایی از سنگسار فرخنده در کابل



رزا: فیلمهای زیادی از لت و کوب، سنگسار و سوزاندن دختر کابل( فرخنده نادر) به دستم رسید. در تمام فیلم ها حتی یک زن دیده نمیشود. زنهای کابل خود میدانند که در چه محیط نا امنی زندگی میکنند...
در یکی از خشنترین صحنه ها تنها یک پسربچه میداند چه اتفاقی افتاده است. او میگرید.
از دژخیمان فاصله گرفته، صحنه را ترک میکند. این طفل کدامین مردان است؟
امیدوارم دیدن این صحنه ها زندگیش را خراب نکند. کودکان اغلب مغلوب سلطه و قدرت بزرگسالان میشوند.
باری
در میان کفتارها، او مانند پروانه میگشت.
کلیپ زیر بسیار صحنه های خوفناک دارد. قبل از کلیک تعمق کنید
خودم  هم از این واقعه بسیار بیمار شدم. چند روزی طول کشید روی فیلمها تمرکز کنم. فکر میکنم اما برای همه ی ما زنان مهم است، چشم در چشم قاتلان خواهرانمان بیندازیم.
آنها را شناسایی کنیم و از جامعه ی انسانی بیرونشان بیندازیم.

پسرک و سنگسار
صحنه هایی از سنگسار فرخنده در کابل
به نظرم سازمانهای زنان در کابل باید این کودکان را توسط مدارس و یا تحقیق محلی شناسایی کنند و برایشان مشاوره بگذارند. قتل فرخنده برای بسیاری شوک بود، بیشترین عذاب را اما کودکان خواهند کشید. آنها بیشتر از همه باید کمک شوند.
کُل فیلم از لینک زیر


مطلب مرتبط:

وزارت داخله/کشور افغانستان وظیفه ۱۳ تن مأمور پلیس را در ارتباط با کشتن و سوزاندن فرخنده به تعلیق در آورد.
عصر پنجشنبه ۲۸ حوت/اسفند در نزدیکی مسجد شاه دوشمشیره در مرکز کابل، ده‌ها مرد، زنی را به اتهام قرآن سوزی، کشتند و جسدش را سوزاندند.
ژنرال ظاهر ظاهر، فرمانده جنائی پلیس کابل گفته است که تا حال ۱۳ تن به اتهام قتل فرخنده بازداشت شده‌اند و تلاش برای بازداشت بقیه عاملان این قتل همچنان جریان دارد.

Freitag, 6. März 2015

جنبش چریکی دسترسی باز اطلاعات





اطلاعات قدرت است . اما مثل هر شکل دیگری از قدرت همیشه افرادی هستند که دوست دارند آن را برای خود تصاحب کنند. تمامی میراث علمی و فرهنگی جهان که در طی سالیان حیات خلق شده است به سرعت هرجه بیشتردرحال اسکن شدن و نمونه برداری است تا سپس به شکل دیجیتال درشرکت هایی خصوصی قرنطینه شود.
می خواهید در باره مشهورترین نتایج علمی بیشتر مطالعه کنید؟ اول باید پول هنگفتی را به حساب رید السه ویه واریز کنید.
کسانی هستند که بر ضد این بر خواسته اند و جامعه علمی را آگاه می کنند تا قبل از امضای هر گونه قرار داد حق انتشار اول از انتشار کامل مطالعه شان روی اینترنت اطمینان حاصل نمایند. آن هم به شکلی که همگان امکان دسترسی به آن را داشته باشند.
اما در اوج موفقیت این جنبش باز هم موفق شده اند اطلاعات را از این به بعد برای همه قابل دسترسی کنند و هر انچه دست آورد که قبل از این داشتیم  فراموش شده است.
قیمت گزافی است . آیا واقعا یک محقق باید پول بپردازد تا امکان دسترسی او به کاغذ های علمی همکار دیگرش محقق شود ؟ همه کتابخانه های عمومی را اسکن کنید اما دسترسی به فایل های دیجیتال فقط برای عده ای در گوگل امکان پذیر باشد؟ مقالات علمی را فقط برای عده ای خاص در جهان اول باز بگذارید و کودکی در نیمکره جنوبی زمین از آن بی بهره باشد؟ این نا عادلانه و غیر قابل قبول است.
خیلی از افراد این را می گویند: موافقم اما چه کار می شود کرد؟ آنها حق انتشار اثر را خریداری می کنند و از ما بابت آنچه به آن دسترسی پیدا می کنیم پول می گیرند .آنها کارشان را از راه کاملا قانونی انجام می دهند. فکر نمی کنم بشود جلو این کار را گرفت . اما هنوز راهی هست. می شود مقابله کرد.
همه انهایی که به خاطر شرایط تحصیل یا کارشان اععم از کتابخانه ها- دانشگاه ها و مراکز علمی می توانند از امکان دسترسی خود به این اطلاعات استفاده کرده و این اطلاعات را در دسترس جهان بگذارند. پس شما می توانید: رمز عبور خود به این بانک های اطلاعاتی را در اختیار دوستان بگذارید یا برای آنها در خواست دانلود ایجاد کنید..
در همین حین انها که بیرون محدوده ایستاده اند هم نباید بیکار بنشینند. باید اطلاعات را جستجو کنند. جمع آوری کنند از در و دیوار و حصار های دیجیتال بالا بروند از هر حفره ای نفوذ کنند و تا جایی که می توانند اطلاعات محدود شده را کشف و منتشر کنند.
این کاری است که به شکل زیرزمینی انجام می شود . این را دزدی یا سرقت می نامند انگار که به اشتراک گذاشتن دانش با دیگر هم نوعان همتراز کاری است که دزدان دریایی می کنند! اما به اشتراک گذاری یک کار غیر اخلاقی نیست بلکه الزاما اخلاقی است و حقیقت این است که تنها یک فرد طمع کار می تواند از اشتراک گذاشتن چیز ها با دیگران خشمگین شود.
بی شک شرکت های بزرگ آنقدر طمع کار هستند طمع چشمشان را کور کرده. قانونی که انها تحت ان تعریف می شوند به این کوری نیازمند است.سهامدارانشان یک لحظه کوتاه نخواهند آمد. سیاستمداران هم که از قبل خریداری شده اند و قانون جوری طراحی شده که به صاحب این حق امکان می دهد که به راحتی افراد خاص را لایق یا نا لایق برای دسترسی به اطلاعات تشخیص دهد.
هیج عدالتی در این قوانین نا عادلانه نیست. وقت آن است که کمی خودمان را نشان بدهیم و طبق سنت نا فرمانی مدنی مخالفتمان را با خصوصی سازی فرهنگ عمومی اعلام داریم.
ما باید اطلاعات را – هر کجا که باشد - به دست آوریم- از آن کپی گرفته و با دیگران به اشتراک بگذاریم باید بانک های اطلاعاتی مخفی را خریداری کنیم و آن را روی اینترنت منتشر کنیم باید مجلاتی را که می خریم روی سایت های اجتماعی شیر کنیم تا همه دسترسی پیدا کنند.
باید برای جنبش چریکی دسترسی باز اطلاعات نبرد کنیم.
اگر تعداد ما در دنیا کافی شود نه تنها پیام مخالفتمان با خصوصی سازی دانش بلند خواهد شد بلکه آینده ای می سازیم و این مشکل را به گذشته می سپاریم . آیا یه ما می پیوندید؟
آرون سوارتز
جولای ۲۰۰۸
ایتالیا – ارمو
Aaron Swartz
July 2008, Eremo, Italy
Guerilla Open Access Manifest

Sonntag, 30. November 2014

اخبار و مقالات جدید از کوبانی- روژاوا منطقه ی (خودگردان) کُردی در سوریه



 رزا: حملات اخیر داعش به کوبانی، اینبار مستقیم از خاک ترکیه!
تصاویر ویدیویی درگیری‌ها در دروازه مرزی مرشدپنار
خبرگزاری فرات:تصاویر ویدیویی جنگ و درگیری‌ها در حومه سیلوی گندم در نزدیکی دروازه مرزی مرشدپنار منتشر شد.تبهکاران داعش در سحرگاه روز گذشته از سیلوهای گندم در داخل خاک ترکیه و دروازه مرزی مرشدپنار به کوبانی حمله کردند.نیروهای ی.پ.گ به این حملات پاسخی کوبنده دادند.
هشدار ی.پ.گ به آنکارا: نباید حمله به کوبانی از داخل خاک ترکیه تکرار شود
خبرگزاری فرات:فرماندهی کل یگان های مدافع خلق در بیانیه ای به حکومت ترکیه هشدار داده و خواهان مداخله جدی علیه تبهکارانی شده که از خاک این كشور به کوبانی حمله می کنند.این بیانیه یادآوری می کند که روز گذشته ، عناصر داعش از از طریق اراضی شمال کردستان که تحت کنترل ترکیه است دست به حمله ای تروریستی علیه دروازه مرزی مرشد پنار زده اند که منجر به وقوع درگیری و تعقیب مهاجمان از سوی نیروهای ی.پ.گ شده است . ی.پ.گ می گوید عکس العمل آنها به دلیل حمله تروریست های داعش بوده اما بسیاری از مهاجمان هم اکنون در داخل خاک ترکیه پناه گرفته و در نواحی مختلف پراکنده شده اند .فرماندهی یگان های مدافع خلق به حکومت ترکیه اخطار داده است که جلوی تکرار اینگونه حملات از خاک خود به کوبانی را بگیرد. ی.پ.گ گفته است کنترل مرز از سوی ترکیه از وقوع درگیری های احتمالی در داخل خاک این کشور جلوگیری می کند.

«ما جزاً دمکراسی بی دولت را در روژاوا ایجاد کرده ایم»

 صالح مسلم محمد، یکی از رهبران حزب اتحاد دمکراتیک (YPD)، نماینده ی جوامع مستقل روژاوا (کردستان سوریه) و تشکلات مسلح آن، واحدهای دفاع از مردم (YPG) و واحدهای دفاع زنان (YPJ) به هلند آمد. درباره ی مبارزه در رژاوا علیه دولت اسلامی (داعش سابق) و گسترش خودگردانی دمکراتیک در جریان انقلاب روژاوا اطلاع رسانی کرد. هنرمند هلندی Jonas Staal مصاحبه ای با صالح مسلم محمد انجام داد که در زیر برگردانش آمده است:
پرسش: شما در کنفرانس مطبوعاتی امروزتان صریحاً اعلام کردید که مبارزه در روژاوا به جنگ علیه دولت اسلامی خلاصه نمی شود. مبارزه برای یک نظر سیاسی مشخص نیز هست که نامش خودگردانی دمکراتیک است. خودگردانی دمکراتیک که در قلب انقلاب روژاوا قرار گرفته، چیست؟
پاسخ: دلیل اصلی حمله به ما، مدل دمکراتیکی است که ما در منطقه امان به مرحله ی اجراء گذاشته ایم. دولت ها و نیروهای محلی متعددی دوست ندارند که چنین مدل دمکراتیک آلترناتیوی در روژاوا گسترش یابد. آن ها از مدل ما می هراسند. ما موفق شدیم در طی جنگ داخلی سوریه سه کانتون مستقل در روژاوا ایجاد نماییم که با شیوه ای دمکراتیک و خودگردان اداره می گردند. ما با همه ی اقلیت های قومی و مذهبی منطقه، عرب ها، ترکمن ها، آسوری ها، ارمنی ها، مسیحیان و کردها، ساختار سیاسی جمعی را برای سه کانتون با توافق روی کاغذ که نامش را قرارداد اجتماعی ما گذاشتیم، ایجاد نمودیم.
ما شورای مردم را با صد و یک نماینده ی تعاونی ها، کمیته ها و مجامع سه کانتون روژاوا تشکیل دادیم.
هر یک از واحدهای سیاسی دارای دو رهبر است که یکی اشان زن و دیگری مرد است. چهل درصد اعضای نمایندگی در ساختارهای گوناگون زن هستند تا برابری جنسی در تمام اشکال زندگی عمومی و نمایندگی سیاسی رعایت گردد.
ما جزاً دمکراسی بی دولت را ایجاد کرده ایم. این آلترناتیوی بی همتا در منطقه ای است که آماج کشمکش های ارتش آزاد سوریه، رژیم بشار اسد و دولت خودخوانده ی اسلامی قرار گرفته است.
روش دیگر برای ارجاع به مفهوم کنفدرالیسم دمکراتیک یا خودگردانی دمکراتیک دمکراسی رادیکال است که هدفش بسیج مردم است تا خودشان امور خود را به دست بگیرند و از خود دفاع نمایند، آن هم با سلاح های خودشان همچون واحدهای دفاع از مردم (YPG) و واحدهای دفاع زنان (YPJ). ما خواهان خودحکومتی به معنای خودگردانی و خود سازماندهی بدون دولت هستیم. اشخاصی هستند که از خودگردانی نظری سخن می گویند، اما برای ما خودگردانی در انقلاب هر روزه ی ما تبلور می یابد. زنان، مردان و همه ی گروه های جامعه ما از این پس سازماندهی شده اند. اگر کوبانی تاکنون سقوط نکرده است، به این علت است که ما چنین ساختارهایی را ایجاد کرده بودیم.
پرسش: در سخنان شما، واژه های «دمکراسی»، «آزادی» و «انسانیت» اغلب شنیده می شوند. آیا می توانید توضیح دهید که از نظر شما، چه تفاوتی میان دمکراسی سرمایه داری و آن چه شما خودگردانی دمکراتیک می نامید، هست؟
پاسخ: همگان می دانند که دمکراسی سرمایه داری چگونه برای رأی گیری خیمه شب بازی راه می اندازد. در این دمکراسی انتخابات به بازی شباهت دارد. انتخابات پارلمانی در بسیاری ازکشورها جنبه ی تبلیغاتی دارند و منافع مستقیم و شخصی رأی دهنده را مد نظر قرار می دهند. خودگردانی دمکراتیک به دراز مدت نظر دارد. خودگردانی دمکراتیک مصر است که مردم نه فقط حقوق خود را بفهمند بلکه آن ها را مستقیماً عملی نمایند. آن چه در قلب خودگردانی دمکراتیک قرار دارد، سیاسی شدن جامعه است. جوامعی در اروپا وجود دارند که سیاسی نیستند. احزاب سیاسی در این جوامع اقناع و منافع فردی را هدف خود قرار می دهند و از رهایی واقعی و سیاسی شدن جامعه می گریزند. دمکراسی واقعی بر پایه جامعه سیاسی شده قرار دارد. اگر شما به کوبانی بروید و مبارزان واحدهای دفاع از مردم (YPG) و واحدهای دفاع زنان (YPJ) را ملاقات کنید، متوجه خواهید شد که ایشان به خوبی می دانند که برای چه و علیه که مبارزه می کنند. برای پول یا منافع شخصی خود مبارزه نمی کنند. آن جا هستند تا از ارزش های پایه ای دفاع نمایند، ارزش هایی که در آن واحد به مرحله ی عمل درمی آورند. تفاوتی بین آن چه می کنند و آن چه می اندیشند، نیست.
پرسش: چگونه می توان جامعه ای را در چنین سطح بالای آگاهی سیاسی قرار داد؟
پاسخ: باید جامعه را بیست و چهار ساعته آموزش داد تا بتواند بحث کند و جمعی تصمیم بگیرد. شما باید این نظر را فراموش کنید که باید منتظر رهبری بود که بیاید و به مردم بگوید چه باید بکنند. به جایش باید مردم یاد بگیرند که خودگردانی را همچون عمل جمعی به مرحله ی عمل درآورند. مسائل روزمره مربوط به ما باید توضیح داده شوند، نقد گردند و جمعی حل شوند. این مسائل می توانند از جغرافیای سیاسی منطقه تا ارزش های انسانی پایه ای را دربرگیرند. همه ی این مسائل باید مشترکاً مطرح گردند. آموزش جمعی باید به ما یاد دهد که کی هستیم، برای چه دشمنانی داریم و برای چه مبارزه می کنیم.
پرسش: چه کسی در جامعه ای که در جنگ است و با بحرانی انسانی روبه رو است، آموزگار است؟
پاسخ: مردم خودشان خود را آموزش می دهند. زمانی که شما ده نفر را گردهم می آورید و می خواهید که راه حلی برای مسئله ای ارائه دهند یا پرسشی مطرح می کنید، جمعی تلاش می کنند تا راه حلی بیایند و پاسخی پیدا نمایند. گمان می کنم که این چنین است که راه حل ها و پاسخ های خوبی پیدا می کنند. بحث جمعی است که ایشان را سیاسی می کند.
پرسش: آن چه شما قلب خودگردانی دمکراتیک می نامید جزاً مدل مجمع عمومی است.
پاسخ: بله. ما مجامع و کمیته هایی داریم. ما برای اجرائی کردن خودگردانی در بخش های مختلف جامعه ساختارهایی ایجاد کرده ایم.
پرسش: شرایطی که شما در نظر دارید تا چنین تجربه ی دمکراتیکی بتواند عملی شود، چیستند؟
پاسخ: این روندی طولانی است. من خود چندین دهه در این مبارزه شرکت داشته ام و حتا به زندان افتادم و شکنجه شدم. افرادی که دور و بر من هستند خوب می دانند که چرا من چنین می کنم. من این کارها را برای پول جمع کردن و منفعت شخصی نمی کنم. دولت سوریه مرا بازداشت کرد و شکنجه نمود چرا که متوجه شد که دارم مردم را برای خودگردانی آموزش می دهم. البته بسیاری از دوستان من به همین سرنوشت دچار شدند. برخی از ایشان جان خویش را زیر شکنجه از دست دادند. خودگردانی دمکراتیک نظری نیست که بتوان یک روزه عملی کرد، روندی است که با توضیح و آموزش پیش می رود، انقلابی است که تمام عمر ما به درازا خواهد کشید.
پرسش: دانشجویان، روشنفکران و هنرمندان بسیاری رویدادهای روژاوا و به ویژه کوبانی را دنبال می کنند و به این باور می رسند که انترناسیونالیسم بدون دولت به نوعی راه بازگشتی را در دوران ما بازیافته است. شما به مردمی که در روژاوا نیستند، اما انقلابش را در افق می بینند چه می گویید؟ ایشان چه می توانند انجام دهند؟
پاسخ: به کوبانی بروید، با مردم آن جا دیدار کنید و به حرف هایشان گوش فرا دهید تا دریابید چه مدل سیاسی را ایجاد کرده اند. با نیروهای واحدهای دفاع از مردم (YPG) و واحدهای دفاع زنان (YPJ) گفت و گو کنید و با فعالیت هایشان آشنا گردید. شرایط برای رفتن شما به آن جا در آینده ای نزدیک آماده خواهد شد تا شما بتوانید بیش تر با خودگردانی دمکراتیک آشنا شوید و دریابید که مردم در چه شرایط تصورناپذیری و با چه تهدیدهایی و با چه کمبودهای نان و آبی از آن دفاع کردند. بروید با مردم گفت و گو کنید تا دریابید مردم چگونه خودگردانی دمکراتیک را به مرحله ی اجراء درآوردند و اکنون جامعه به چه شباهت پیدا کرده است.
پرسش: آیا به نظر شما خودگردانی دمکراتیک الگویی است که بتوان در سطح جهان عملی نمود؟
پاسخ: گمان می کنم که اداره ی دمکراتیک جامعه که ما به اجراء گذاشته ایم شیوه ای است که همگان می توانند استفاده کنند، لذا پاسخ به سئوال شما مثبت است. پیش داوری های زیادی در رابطه با انقلاب ما موجود بود، اما زمانی که کسانی از خارج آمدند و خود مشاهده نمودند که مردم در نقاط مختلف چگونه زندگی می کنند، دریافتند که خودگردانی دمکراتیک آلترناتیو خوبی است. کسانی این چنین حتا از دمشق به انقلاب ما پیوستند. هر کس که مایل است می تواند بیاید و ببیند که انقلاب ما هر روز جریان دارد. انقلابی است برای زندگی و به همین علت مبارزه ی ما مبارزه ای است برای انسانیت.
منبع: http://tenk.cc/2014/11/a-revolution-of-life
برگردان به فارسی:
نادر تیف
٩ آذر ١۳٩٣ برابر با ۳٠ نوامبر ۲٠١۴

Sonntag, 19. Oktober 2014

ویدئویی تکان دهنده کُشتن پناهجو در مرز اسپانیا و انتقال جنازه به آنطرف مرز توسط پلیس


فیلم کُشتن پناهجو در مرز اسپانیا و انتقال جنازه به آنطرف مرز توسط پلیس




 اصل فیلم را گروهی از حامیان پناهجویان در لینک زیر منتشر کردند.

در اطراف مرز سیم خاردار شهر ملیلا روزانه اتفاق میافتد:
پناهجویان زخمی و به حد مرگ کتک زده توسط پلیس و جنازه های مُرده به بیمارستانهای اسپانیا منتقل نمیشوند.
پناهجویان در هر وضعیتی که دستگیر شوند به آنطرف سیم خاردارهای مرز (مراکش) حمل میشوند. (بازگشت اجباری حتی زخمی ها) . سپس پشت سیم خاردار مرز مراکش و اسپانیا، جنازه ها مفقود میشوند.
فیلمی که مشاهده میکنید از هجوم پناهجویان به سیم خاردار 6 متری اتحادیه ی اروپا و چگونگی گذشتن از مرز گرفته شده است.
 لینک زیر فیلم دولتی از هجوم پناهجویان است:
پناهجویان در بالا و روی این دیوار 6 متری توسط پلیس با باتوم مجبور به پایین آمدن میشوند. پس از دستگیری نیز به سختی کتک زده تا حد مرگ. پسر جوانی به نام دنی (24 ساله) از کشور کامرون که بطور مکرر سعی در عبور مرز را دارد (با پیراهن بنفش در فیلم) به حد مرگ به دست پلیس اتحادیه ی اروپا کتک میخورد. از طرف پلیس و حکومت مراکش نیز اطلاعاتی در مورد زنده بودن دنی، جوان کامرونی در دست نیست. اینکه پس از بازگشت اجباری جسد بی جانش به پشت سیم های خاردار مرز، چه بر سرش آمده است. دنی احتمالن بدلیل ضربات شدید پلیس کشته شده است.
سنگباران و کتک زده پناهجویانی که قصد آمدن به اروپا را دارند، در ملا عام صورت میگیرد.افرادی که نزدیک این مرز زندگی میکنند هر روزه شاهد صحنه هایی هستند که در فیلم میبینیم. اما خبرنگاران اسپانیولی اجازه ی نزدیک شدن به مرز و فیلمبرداری را ندارند. آنان در صورت تهیه ی گزارش از صحنه های جاری محکوم به پرداخت جریمه و زندان میشوند.
از تابستان 2014 گروههای حامی پناهجویان خواستار پایان دادن به این وحشیگری و قتل پناهجویان در مرزشهرهای  ملیلا و کویتا در اسپانیا هستند. جهان باید از فوق خشونت سیستماتیک پلیس مرزی اروپا مطلع شود. 

Hier das dokumentierende kurze Video, das heute in Melilla von der Menschenrechtsorganisation Prodein ins Netz gestellt wurde:
siehe auch

مقامات جمهوری اسلامی؛ شعار ضدغرب می دهند و فرزندان خود را به غرب می‌فرستند

تقاطع:  امانوئل اتولنگی، پژوهشگر ارشد “بنیاد دفاع از دموکراسی” در یادداشتی با عنوان “رهبران ایران علیه غرب موضع‌گیری می‌کنند اما فرزندان خود را برای تحصیل و کار به غرب می‌فرستند” که ماه گذشته‌ در وب‌سایت “بزینس انسایدر” منتشر شد، با اشاره به انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های ایران بلافاصله بعد از تاسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ و برکناری اساتید سکولار از دانشگاه‌ها، نوشت که اگرچه امروز نیز رهبران جمهوری اسلامی هم‌چنان شعار “مرگ بر امریکا” سر می‌دهند و «انگلیس را در پشت هر توطئه‌ای می‌دانند»، اما در همین حال، فرزندان‌شان «بدون ترس از نگرانی‌های اخلاقی و معنوی برای تحصیل به خارج از کشور هجوم می‌برند».
آقای اتولنگی از مریم فریدون، دختر حسین فریدون (برادر جوان‌تر حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی)، به عنوان یکی از این موارد نام برده و با اشاره به تحصیل او در مقطع کارشناسی دانشگاه کلمبیا در آمریکا نوشته که خانم فریدون پس از آن با دریافت بورس تحصیلی “لرد دارندورف” (Lord Dahrendorf) که از جمله بورس‌های “دویچه‌بانک” آلمان است در کالج معتبر “مدرسه اقتصاد لندن” به تحصیل پرداخت و در حال حاضر نیز در در شعبه لندن “دویچه‌بانک” مشغول به کار است.
مریم فریدون در زمان دانشجویی در نیویورک نیز زمان کوتاهی را به عنوان کارآموز (انترن) در “کمیسیون وضعیت زنان” سازمان ملل متحد مشغول بود که به نظر نمی‌رسد این موقعیت نیز بدون نسبت خانوادگی‌ و نزدیکی‌اش به حکومت ایران، قابل دسترس می‌بود.


نویسنده‌ی یادداشت هم‌چنین با اشاره به سوابق حسین فریدون به عنوان کسی که در سال ۱۳۵۷ از جمله مسوولان تامین امنیت آیت‌الله خمینی در بازگشت به ایران بود، و پس از آن نیز در مقام‌هایی چون سفیر جمهوری اسلامی در مالزی و عضو هیأت نمایندگی این حکومت در سازمان ملل متحد مشغول بوده و اکنون نیز دستیار ارشد برادرش است، اهدای بورسیه‌ی تحصیلی “دویچه‌بانک” آلمان که هدف از آن، “کمک به دانشجویان نیازمند کشورهای در حال توسعه و نوظهور” است به برادرزاده رییس جمهوری اسلامی با توان مالی مناسب را “تعجب‌برانگیز” توصیف کرده است.
او همسر مریم فریدون را نیز “سجاد خوشرو”، پسر غلام‌علی خوشرو، سفیر کنونی جمهوری اسلامی در سوییس معرفی می‌کند. سجاد خوشرو که دانش‌آموخته‌ی حقوق “دانشگاه شهیدبهشتی” در ایران است، فوق‌لیسانس خود را در رشته‌ی فایننس بین‌الملل در مدرسه‌ی حقوق دانشگاه هاروارد امریکا گذرانده و هم‌اینک نیز دانشجوی مقطع دکترا در رشته‌ی مطالعات حقوقی-اجتماعی در دانشگاه اکسفورد انگلستان است. او زمانی به عنوان مترجم، محمد خاتمی را در برخی سفرهای خارجی‌اش از جمله سفر به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همراهی می‌کرد.


امانوئل اتولنگی در ادامه با اشاره به تحصیل مهدی ظریف، فرزند محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، و هم‌چنین احمد عراقچی، برادرزاده‌ی عباس عراقچی، قائم‌مقام و معاون وزارت خارجه در “دانشگاه شهری نیویورک”، می‌نویسد که مهدی ظریف بیش از ده سال در امریکا تحصیل و زندگی کرده و هرچند که در بازگشت به کشور مدعی شد که در امریکا به عنوان “تحلیل‌گر داده‌ها” برای شرکت معتبر ارتباطاتی “ورایزن” (Verzion) کار می‌کرده اما بر اساس اعلام این شرکت، وی تنها در یکی از شرکت‌های پیمانکار ورایزن مشغول به کار بوده است.


احمد عراقچی نیز پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تحصیلش را در مقطع کارشناسی ارشد “فایننس” در دانشگاه شهری نیویورک ادامه داد و پس از آنکه مدتی را در نیویورک و پاریس گذراند، اکنون به ایران بازگشته و شرکت “تدبیرپرداز” را راه‌ انداخته است.

اتولنگی هم‌چنین به تحصیل ناتمام مهدی هاشمی، فرزند علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی اشاره می‌کند که مدتی به عنوان دانشجوی دکترا در دانشگاه اکسفورد مشغول به تحصیل بود اما سرانجام در میانه‌های تحصیل به ایران بازگشت و مدتی را در زندان گذراند.
وی در پایان یادداشت خود با اشاره به محدودیت‌ها و مشکلات فراوان مردم عادی ایران برای سفر و تحصیل در غرب می‌پرسد که «چرا فرزندان رهبران حکومت جمهوری اسلامی با چنین محدودیت‌هایی از طرف کشورهای غربی مواجه نمی‌شوند؟»
به نظر می‌رسد اشاره‌ی او به مشکلات شماری از دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های نروژ و فنلاند باشد که به دلیل تحصیل در رشته‌های حساس مرتبط با برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی یا از این دانشگاه‌ها اخراج شده‌اند و یا در معرض اخراج قرار دارند.
گفتنی است روزنامه “جوان”، وابسته به سپاه پاسداران، در شماره روز ۲۹ فروردین ماه سال گذشته خود از قول علی‌رضا سلیمی، عضو “کمیسیون آموزش” دوره‌های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی نوشته بود که «بیش از ۳۰۰۰ نفر از فرزندان مسوولان کشور که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند، هنوز به ایران بازنگشته‌اند».
اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ نیز محمدمهدی شهریاری، عضو وقت “کمیسیون امنیت ملی” در مجلس شورای اسلامی، از تحصیل ۴۰۰ نفر از فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در کشور انگلستان خبر داده و گفته بود که «به مصلحت کشور نیست که فرزندان مسوولان کشور در انگلیس تحصیل کنند».
آذرماه سال ۱۳۸۸ نیز محمدکریم عابدی، عضو وقت مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری “فارس” از تحصیل دست‌کم ۲۸۶ نفر از “آقازاده‌ها” و فرزندان مسوولان حکومت ایران در شهر لندن خبر داده و نتیجه گرفته بود که “شعار مرگ بر انگلیس” از زبان خانواده این دانشجویان، “قلابی” است.

Sonntag, 3. August 2014

تماشای آنلاین دهها فیلم با زیرنویس فارسی/ وبلاگ آنارشیست ها

اطلاعیه وبلاگ آنارشیست ها
کاربران گرامی، دوستان عزیز
بنابر دلایل عدیده ای که در ذیل تعدادی از آنها را به استحضار شما می رسانم، تصمیم گرفتیم که علیرغم مشکلات موجود از جمله فقر مزمن مالی، سعی نماییم تا فیلمها را بصورت آنلاین و با زیرنویس حکاکی شده به علاقمندان ارایه نماییم.
الف- سانسور شدید و هر روزه لینکهای داونلود توسط دروازه بانان و کشیشانِ حافظِ دروازه های اطلاعاتی – آگاهی جهان و تلاش مذبوحانه شان در جلوگیری از انتقال آگاهی بعنوان یگانه گوهر رهایی بخش کل تاریخ به بشریت
ب- پیچیده بودن پروسه داونلود جداگانه فیلم ها و زیرنویسها از منابع مختلف و کنار هم قرار دادن آنها در حالیکه می بایست تغییرات زیادی در بخش زبانِ رایانه، فونت ها و غیره داده بشود تا جاییکه بقول رضا مارمولک: همه که امکانات فضانوردی و علم خاص ندارند تا از پس اینهمه تدبیراتِ علمی – فنی بر بیایند
پ- همچنین این پروسه مرارت آور منوط به داونلود و نصب یکسری برنامه های مختلف مانند پلایرهای ویژه، نرم افزارهای مختصِ داونلود مانند تورنت ها، گذشتن از سدِ فیلترینگ و ادارات ممیزی دمکراسی های پلیسی – غربی و همچنین بحث بسیار شیرین سرعت اینترنت و غیره می باشد
ت- و دست آخر، تقاضای بخش زیادی از علاقمندان به ترجمه های اینجانب در پیدا نمودن یک راه آسانتر برای تماشای فیلم ها و رقت قلب همیشگی بنده در استجابت خواهشهای قلبی شما عزیزان دل برادر، باعث شدند که این تصمیم سرنوشت ساز را گرفته و همچنانکه در لینک زیر و با چشمان غیر مسلح خواهید دید، بخشی از فیلمها را آنلاین و زیرنویس شان را نیز مانند کتیبه گران عهد باستان، حکاکی نموده ایم و دیگر فیلمها را نیز در نوبت آپلود می باشند.

باشد که نگهبانان ماتریکس حاکم شده بر جهان بدانند که ما، اراده آزادی نموده و تا این سیستم لعنتی و ربات های بی احساسش را در ته زباله دان تاریخ نکاریم، دست از مبارزه همه جانبه خویش بر نخواهیم داشت. ضمنا از شما دوستان گرامی تقاضا می کنم که عادت زشت مصرف کنندگی صرف را که جزو القائات سیستم راسیونالیته و پکیج های فرهنگی – اقتصادی اش می باشد، از زندگی بیرون نموده و در ترجمه بیشمار فیلم و مطالب نوشتاری دیگر، به ما ملحق شوید.
قطعا با یک جستجوی کوتاه در اینترنت متوجه خواهید شد که چه حجم بزرگی از کارِ تولیدات سمعی – بصری و یا ترجمه و انتشار آنها را در پیش رو داشته و در این مسیر چقدر با دیگر ملت ها و تمدنها فاصله داریم
تماشای آنلاین دهها فیلم با زیرنویس فارسی از لینک زیر

فیلم مستند جنگ جهانی چهارم

 http://vimeo.com/102354491

Dienstag, 8. Juli 2014

دیدار در دوزخ/ فرزانه راجی




فرزانه راجی
10 یورو
انتشارات خاوران

فرزانه راجی نویسنده، مترجم و فعال اجتماعی، در دهه شصت به عنوان مبارز چپ به سه سال زندان محکوم شد. همسر و دو برادر او در همین سال‌ها اعدام شدند.
فرزانه راجی دارای لیسانس جامعه شناسی است. او از بنیانگذاران «مرکز فرهنگی زنان» بوده و در راه اندازی سایت «زنان ایران ـ جهان» و هفته‌نامه «فکر روز» شرکت داشته است. همزمان با زلزله بم، او همراه با 17 تشکل غیررسمی و مردمی، «شورای هماهنگی تشکل‌های مردمی» را در جهت یاری‌رسانی به زلزله‌زدگان به راه انداخت. فعالیت این نهاد که بیشتر به توانمندسازی زنان می‌پرداخت پس از یک سال پایان یافت.
فرزانه راجی که ساکن تهران است از آن پس تا کنون، مستقل و بیشتر در زمینه زنان کار کرده است. در زمینه ادبیات، از او تا کنون دو داستان بلند «دل انار» و «دلم مي‌خواهد هرگز آرزويش نكنم» منتشر شده است. نشر چشمه هم دو ترجمه از او را  با نام‌های «سینما در انقلاب»  و «کمینگاه» منتشر کرده است. اولی دریاره سینمای شوروی از ابتدا تا بعد از استالین و دومی برگزیده‌ای از داستان‌های کوتاه آمریکا و کانادا است. فرزانه راجی دو ترجمه هم با نام‌های «اندیشه فمینیسم» و «حرف بسه، فیلم بگیر» در دست انتشار دارد.
«دیدار در دوزخ» تصویری است از مبارزه‌ای که در سال‌های دهه شصت در ایران جریان داشت. مبارزه‌ای بین ده‌ها هزار جوان ایرانی که با رویای آزادی و برابری در برابر ماشین سرکوبِ نظام واپسگرایی که پس از انقلاب 1357 بر ایران حاکم شده بود، به مقاومتی قهرمانانه دست زدند و هزاران تن از آنان همه هستی خود را در این نبرد نابرابر  نثار کردند.
«هیچوقت این همه دیر نمی‌كرد شاید برایش اتفاقی افتاده باشد. شاید دیگر هرگز برنگردد. شاید به سفر رفته باشد. من كه نمی‌دانستم او كیست و چكاره است. شاید امشب مهمانی دعوت دارد. باران چنان می‌بارید كه انگار می‌خواست دنیا را با خود ببرد. خیس شده بودم و می‌لرزیدم. كاش فقط می‌شد جایی از باران پناه گرفت. مرد جوانی از جلوی در گذشت، با كنجكاوی به من نگاهی انداخت و پرسید: «منتظر حامی هستی؟» خب حتما اسمش حامی بود. منكه اسمش را نمی‌دانستم. جواب دادم:‌ «بله!». گفت: «میاد. بالاخره میاد!». باز چندین بار دور خانه چرخ زدم، اما خبری نبود. این بار جسارت به خرج دادم و دستم را روی زنگ گذاشتم. تا به حال این‌كار را نكرده بودم. او همیشه بود. همیشه حاضر بود و یا همچون جن چراغ جادو به محض اینكه به سراغش می‌رفتم، دم در ظاهر می‌شد. چندین بار طولانی زنگ را به صدا درآوردم، به امید اینكه به دلیلی توی خانه مانده باشد. مثلا سرما خورده باشد یا هر دلیل دیگری، اما خبری نشد. حالا دیگر نگران او هم شده بودم، اما بیشتر نگران خودم بودم.»

Donnerstag, 19. Juni 2014

عکس شکنجه گر سپاه پاسداران در اهواز


مخابره عکس شکنجه گر سپاه توسط اپلیکیشن موبایل زندانی+ عکس

 به گزارش هرانا، بعد از دستگیری و شکنجه یک زندانی سیاسی در اهواز، اپلیکیشن ضد سرقت موبایلِ مصادره شده این زندانی، عکس هایی را از چهره شکنجه گر سپاه پاسداران در اهواز، ثبت کرد.
به گزارش نشریه آمریکایی هافینگتون پست، اپلیکیشن ضد سرقت تلفن هوشمند این زندانی، عکس هایی را از مردی ثبت کرده که یکی از فعالین می‌گوید شکنجه گر وی و زندانیان دیگرِ دستگیر شده در سرکوب مخالفان بوده است.
این اپلیکیشن زمانی فعال می شود که فرد دیگری غیر از صاحب تلفن سعی در وارد شدن به اطلاعاتش دارد. اپلیکیشن بعد از گرفتن عکس هایی، آنها را به همراه مشخصات جی پی اس محل تلفن، به آدرس ایمیل صاحب تلفن، ارسال می کند.
دنیل برت، در این گزارش می نویسد: “نیروهای سپاه پاسداران ایران- که برای حفظ حکومت‌های دست نشانده تهران در سوریه و عراق مستقر شده اند، به بی‌رحمی مشهور هستند. اما بی‌دقتیِ این مورد در بدست آوردن اطلاعات تلفن همراه زندانی، نشانگر نقطه ضعف‌های تکنولوژیکی رژیم است.”
این بازجو، متهم به ضرب و شتم شدید بازداشت شدگان و “توهین به عزت و افتخار” آنان است، به نحوی که حتی قربانیان حاضر به توضیحات بیشتر نیستند.
در ادامه گزارش آمده است، مردی اهل اهواز که نمی توان نامش را ذکر کرد، به من گفته است: “بسیار شگفت زده شدم که عکسی از صورت شکنجه گرم را دیدم. می خواهم دنیا چهره او را ببیند. ما با بی‌عدالتی مواجهیم و می خواهیم نقاب از چهره نیروهای اطلاعات برداریم. می خواهیم در مقابل دنیا، خوار شدن را احساس کنند و جوابگوی جنایات‌شان علیه بشریت باشند.”